ICT ؛ پيش نيازها و نقش دولت

فهرست مقالات «ICT و اشتغال»

 

بهرام شريفيان
شركت فناوری اطلاعات مديريت فردا

 

در سه دهه گذشته وقوع چند واقعه مهم اثرات بسيار شگرفی در زندگی بشر به جای گذاشته است كه در طی كل دوره زندگی مدنی بشر تنها با دو مورد ديگر (انقلاب كشاورزی و انقلاب صنعتی) قابل مقايسه است. پديدهای كه امروز از آن به عنوان ICT ( فناوریهای اطلاعات و ارتباطات )ياد میشود تنها محصول حضور يك تكنولوژی و يك حوزه از علوم و فنون نيست؛ و اثرات آن هم تنها در يك عرصه نمود پيدا نكرده.
   انقلاب اطلاعاتی و سپس تكنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات، تعريف جديدی از تمام ابعاد انسانی و احتماعی به وجود آوردند و به سرعت، كار تغيير در ساختارها و سازماندهی مجدد نهادهای مدنی را آغاز كردند. گرچه اين اثرات در ابتدا به نظرجمع نشدنی و پراكنده میآمدند اما در عرض كمتر از 3 دهه توانستند اثر خود را در دانش پايه كردن كليه اعمال و فعاليتهای محلی و جهانی بشر نشان دهد. اين انقلاب نشان داد كه با چه سرعتی میتوان كهنهها را نو و خلاقيتها را متبلور كرد و در نهايت به تغييراتی فراگير، عميق و پايدار دست يافت. از سوی ديگر همين انقلاب نشان داد كه انسانها تا چه حد به يكديگر وابسته و نيازمند هستند. جهان باز هم كوچكتر به نظر رسيد و در تعاملی تنگاتنگنشان داد كه بايد برای رفع مشكلات اساسی به يكديگر تكيه كنيم.
ما برای ارائه اين بحث از يك جامعه فرضی بعنوان مدل استفاده میكنيم كه در نظر داردICT را در درون خود به وجود بياورد. اين جامعه تا حد ممكن فرضی تصور شده تا بهتر بتوان در مورد آن به بحث نشست. منظور از استفاده از يك جامعه فرضی، روشن كردن تعاريف، پيش زمينهها، پيش شرطها و نهادهای لازم برای رسيدن به ICT است.
محيط فرضی ما يك جامعه فاقد ICT با ساختار نيمه صنعتی و يا كشاورزی است كه همكاری بخشها در آن تعريف نشده، دولت مدير دستگاه اداری و اجرايی است، ( نه صاحب و مالك و تنها تصميم گيرندهآن) و سعی دارد نيازهای بخشهای جامعه را پاسخ دهد و زير ساختهای ICT را فراهم كند.
   هدف نهايی اين دولت بالابردن كيفيت زندگی مردم جامعه خود است.

تعريف مفاهيم اصلی ICT

اجازه بدهيد كه نخست مفاهيم مرتبط با ICT را به طور خلاصه متناسب با اين محيط فرضی تعريف كنيم.

فناوری: مديريت ورودی و خروجی سيستم. اين مديريت شامل استفاده از شيوهها، سختافزار، نرمافزار و پردازش (يعنی عملياتی مانند: محاسبه، كنترل، تصميمگيری، ارزيابی، فيلتر كردن...).
اطلاعات : عبارت است از تجربهها، دانستهها، دانش، فرضيههای اثبات شده و نتايج عملی تحقيقات.
ارتباطات : وجود پيوندهای دو طرفه بين همه نهادهای عينی و غير عينی،بخشها و عوامل ساختاری و افراد در جامعه است.
بايد توجه داشت كه امروزه اطلاعات و ارتباطات نه تنها به يكديگر وابسته اند و لازم وملزوم يكديگرند بلكه يك پديده واحد در نظر گرفته میشوند.

   بر مبنای تعاريف فوق، ICT عبارت است از شبكههای مديريت توليد، پردازش، توزيع،و مصرف بهينه اطلاعات به منظور افزايش كارايی سيستم.
  ما جامعه را يك سيستم باز در نظر میگيريم. در سيستم باز، وجود تكنولوژی، اطلاعات، و ارتباطات به سمت حداكثر گرايش دارند و تمام ابعاد سيستم را در بر میگيرند و آن را اشباع میكنند.
   برای استمرار بقای سيستم، دخالت دائمی مديريت و ارزش دادن به عامل تحول، امری الزامی است.

تحقيق و توسعه پيش نيازICT

تحقيق و توسعه ( R&D (Research & Developement عبارت است از تحقيقات علمی و توسعه تجربی. يعنی، پژوهشهای نظامدار در حوزه علوم و تكنولوژی توسط تجربه يا تحليل ؛ و شامل مراحل زير است:
   تحقيقات پايهای، كه برای پيشبرد دانش علمی بدون در نظر داشتن كاربرد خاصی انجام میشود.
   تحقيقات كاربردی، كه برای پيشبرد دانش علمی با در نظر داشتن كاربرد خاصی انجام میشود.
   توليد تجربی، مجموعه اقداماتی است برای به دست آوردن پيشرفت فنی، برای خلق چيزی جديد، يا بهبود كاربرد، مواد، دستگاهها، محصولات و فرآيندها.
   تحقيق و توسعه بايد به شكل نهادی پايدار،عميق، عينی و تعريف شده، در همه بخشهای جامعه فرضی وجود داشته باشد و اطلاعات لازم را توليد كند و برای اجرا در اختيار مديريت بخشها و جامعه قرار دهد. بر مبنای اين تعريف، تحقيق و توسعه و نهادينه شدن آن،از پيش شرطهای مهم پديدآمدن ICT است.
   به عبارت ديگر، ابتدا بايد تفكر R&D در جامعه نهادينه شود تا توليد و مصرف اطلاعات معنا پيدا كند. در واقع يا بايد R&D در جامعه، نقش واقعی خود را ايفا كند، يا آن جامعه محكوم به مصرف محصول تكنولوژيك ديگران باشد.R&D خود به عوامل ديگری وابسته است :
   علوم و فناوری (Science & Technology) S&T: به مفهوم حضور دائمی و مؤثر نهادهای علمی در تعليم پژوهشگران درگير در تحقيق و توسعه و ارتباط درونی آنان با توليد محصول تكنولوژی است.

نقش دولت

دولت در اين محيط فرضی بايد ابتدا نقش خود را از بين دو حالت ممكن انتخاب نمايد:
   در حالت نخست دولت به طور كامل تصميم گيرنده و مجری نهائی همه تصميمات خويش است. در اين حالت كليه فعاليتها و هزينهها به عهده دولت است و حاصل نتايج نيز در اختيار دولت است. (سانتراليزم كامل).
   در حالت دوم دولت نقش تسهيل كننده در ارائه خدمات وتسهيل كننده تصميمگيری در جامعه وتسهيل كننده مشاركت بين بخشها است و مسئوليت تعريف كمی و كيفی هدفهای دراز مدت را به عهده دارد و اطلاعات و پيشنهادها و راهحل نيازها را از بخشهای مختلف دريافت و با توجه به نتايج به دست آمده اجرا میكند. در اين وضعيت دولت با اتكاء به امكانات مالی و قانونی خود، تسهيل و هدايت تا حصول نتيجه و اعلام آن را به عهده دارد. نبايد از ياد برد كه در اين وضعيت، خود بخشها و مردم هستند كه بيشترين كار تحقيق و توسعه و هزينهها را به عهده دارند. دولت در اين حالت بيشترين هم خود را بايد بر تشويق توسعه سرمايهگذاری و كار در بخش غير دولتی متمركز نمايد (سانتراليزم هدايتگر).

از وظايف دولت يا حكومت پيشنهاد و طرح و تصويب قوانين به وجود آورنده، كمك كننده، تسهيل كننده برای پيشبرد جامعه در مسير توسعه پايدار است كه در اين مسير ICT بزرگترين كمك را در اختيار دولت قرار خواهد داد.

از ديگر وظايف دولت میتوان به موارد زير اشاره كرد: ايجاد محيط تشويقی و برانگيزاننده به روشهای مختلف مانند پرداخت جايزه و اعطای بورس به محققان، سرمايهگذاری مشترك با صنايع بخش خصوصی، تعيين استانداردها، اعطای وامهای تحقيقاتی، شناسائی توليد كنندگان و جذب آنها، برگزاری انواع سمينارهای تخصصی برای آنها، برگزاری سمينارهای تخصصی توسط كارشناسان ارشد و خبره برای رسيدن به راهكارهای اجرائی و تعيين نيروهای كاری ويژه برای راهبری اين نتايج، كمك به بخش خصوصی برای اجرای اين راهبردها، اصلاح سيستم مالياتی به نفع فعاليتهايی كه راه رسيدن به اهداف كلی جامعه را تسريع میكنند و يا روشهای نو و بهينه را در افزايش كيفيت توليد خلق میكنند.

عوامل ديگر

دانشگاهها

نقش دانشگاهها در تقويت روشهای ICT و استمرار بخشيدن به تربيت نيروی انسانی متخصص، نقشی كليدی است. دانشگاهها بايد برای آماده سازی نيروهای متخصص در صدد طراحی مبانی و برنامهريزی درسی برای دانشجويان بر مبنای دانش پالايش شده روز در سطح جهانی باشند. دانشگاهها از يك سو مسئول تربيت نيروی انسانی درگير در امر توليد و پشتيبانی صنعت و از سوی ديگر مسئول تربيت نيروهای محقق و خلاق و آفريننده اين صنعت هستند.

   در بيشتر كشورها اين دولتها هستند كه نقش اصلی در پشتيبانی مالی و برنامهريزی دانشگاهها را به عهده دارند. دريافت كمك از افراد و صنايع نيز يكی ديگر از روشهای پشتيبانی دانشگاهها است. اما برپا كردن و سرمايهگذاری اصلی، بيشتر از جانب دولتها صورت میگيرد.

   با توجه به طبيعت دائماً در حال تغيير ICT شايد نتوان مانند گذشته به دانشگاهها به عنوان بخش پژوهشی برتر نگاه كرد. بخشهای پژوهشی بايد برای روزآمد ماندن در سطح جهانی از سازوكار ديگری استفاده كنند كه از يك سو به دانشگاه و از سوی ديگر به آخرين تحولات صنعت مربوط میشود. پس بعيد به نظر میرسد كه بتوان تنها با اتكاء به پژوهشهای دانشگاهی ICT را تغذيه كرد.

   چاره اين است كه نهاد پژوهش را در بيرون از محيط دانشگاهی و چه بهتر كه در درون خود صنعت در بخش خصوصی، كه بيش از هر بخش ديگر درگيرمسائل روز و نوآوریها است، نهادينه كرد.

بخش خصوصی

اين بخش، جبهه نخست در صنعت ICT است. طبيعت وجودی اين جبهه بايد در جهت خلاقيت و نوآوری و استمرار آن تقويت گردد. بخش خصوصی نيروی اصلی پيش برنده اين صنعت و مولد فرآيند تبديل است.

   ICT برای اولين بار، و بيش از هر واقعه ديگر در زندگی بشر، جنبه خلاقيت انسان را نشان داد. خلاقيت، بخشی از فعاليت ذهنی انسان است كه ابعاد آن قابل پيشبينی نيست اما آموزش پذير و ارتقاء يافتنی است.

آغاز راه

يكی از ابتدائیترين كارهايی كه بايد هر دولت و يا مؤسسه مسئول در امر ICT انجام دهد راه اندازی سايتهای اطلاعرسانی است. اين مركز اطلاعرسانی كار برقراری ارتباط دائم با جامعه را به عهده دارد. وجود چنين مركزی ايجاد شوق و ارزش میكند و باعث به وجود آمدن انگيزههای مثبت در مراجعه كنندگان خواهد شد. عدم وجود چنين مراكز اطلاعرسانی باعث مبهم ماندن نقش آن سازمان و ايجاد بیاعتنايی و بیاعتمادی در مثمرثمر بودن آن سازمان خواهد شد. نبود امكان دسترسی به متوليان امر در چنين سازمانی باعث ايجاد انگيزش منفی در اطلاع گيرندگان اصلی میشود.

وظايف ديگری كه بايد انجام شوند:

ايجاد پايگاههای اطلاعاتی برای اطلاعرسانی سريع به مصرف كنندگان واقعی اطلاعات، دريافت فيدبك سريع از آنها توسط هريك از گروههای كاری. ايجاد اين پايگاه پيشرفت را هم در جبهه داخلی و هم در جبهه خارجی در معرض ديد قرار میدهد. بدين ترتيب میتوان اميدوار بود كه با توليد انگيزش در داخل بتوان در خارج از كشور نيز امر بازاريابی را تسهيل نمود.

   تشكيل گروههای تخصصی در هر يك از وزارتخانههای مسئول برای بهرهمندی از تخصصهای موجود، جلوگيری از اتلاف زمان و ايجاد پايههای مطمئن برای تصميمات متخذه.

   برگزاری جلسات توسط گروههای تخصصی با اهداف مشخص برای حصول به نتايج روشن. اين جلسات به طور دائم در زمينه بررسی و اعلام نظر و راهنمايی بخشهايی كه درگير اين امر هستند تشكيل میشود و با انتشار نتايج بررسیهای خود راهنمای عمل را برای نيروهای درگير فراهم خواهد ساخت.

   در آغاز راه هميشه با مشكلات اساسی روبرو هستيم. ناباوریها، هزينهبر بودن فرايند تبديل و نامشخص بودن نتايج در آينده از مهمترين موارد پيش رو هستند.

   بايد راه حلهايی را پيدا كرد كه برای نيروهای درگير كمترين مشكل را در مسير پروژه تبديل فراهم آورند..بايد اين باور در مديران دولتی ايجاد شود كه آنها مسئول ارائه راه حلهای روشن به اين بخش هستند.

   به عنوان مثال صنعت توليد نرمافزار به منزله يكی از زير بخشهای ICT، از مهمترين عوامل مؤثر درافزايش ارزش افزوده ملی است. تشويق و تقويت توليد نرمافزار میتواند گامی مهم در آغاز حركت به سوی نتايج نهايی باشد. صنعت نرمافزار دارای ابعادی است كه بيشترين ميزان سهم از خلاقيت و ابتكار نيروهای انسانی را در بر میگيرد. صنعت نرمافزار دارای خصلتهای متعددی است كه هريك از آنها در اندازههای ملی میتواند بالابرنده نرخ انواع اشتغال، بهرهوری، سودآوری، و گسترش صادرات گردد.

 

 

  

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

 

 
 Copyright CCW Magazine