|
محمود اروج زاده
orouj@ccwmagazine.com هفتهنامه
عصرارتباط در شماره جديد خود(30 تير)، ضمن پوشش خوبی كه به اخبار وبلاگها
داده، تيتر اول خود را نيز به نقل از صدری (رييس امور مشتركين ديتا) چنين تنظيم كرده است: «مسدود نگه داشتن "بلاگاسپات"
تخلف است».
همچنين سردبير هفته نامه، ايمان بيك، در سرمقاله اين شمارهاش
به نكتهای مهم اشاره كرده كه موضوع مورد توجه ماست.
بيك، دو اتفاق مهم هفته گذشته را «مسدود شدن وبلاگها»
و «استعفای جهانگرد» میداند، و جالب اين كه هر دو را به
هم مرتبط میداند: «...گروهی از صاحبنظران استعفای
جهانگرد را در رابطه با موج محدودسازی وبلاگها و سايتهای
سياسی میدانند و اين، مسئلهای
است كه خود مهندس جهانگرد بايد رودررو با رسانهها و
مردم مطرح كند. چه، اگر استعفای او به دليل شرايط پيش آمده، يا پيش روی سايتها
و وبلاگها باشد، جامعه IT ايرانی را تدبير ديگر
بايد...»
ابتدا بد نيست دو نكته مهم را از نظر بگذرانيم، نخست اين كه نقش، جايگاه، مواضع و تاثير جهانگرد در عرصه فناوری اطلاعات كشورمان، نقطهای
مهم و غيرقابل انكار است، و تولد طرح سراسری تكفا نيز به قدر شايسته، بر اين نقش و جايگاه، تاكيد كرده است. در عين حال، همواره مشی جهانگرد در اين مدت، به گونهای
با احتياط (و گاه محافظهكاری) همراه بوده كه غالباً
امكان قضاوت تيز و صريح در باره نظراتش را مشكل ساخته است. نمونه بارز اين موضوع، در مسئله فيلترينگ سايتها
خود را نشان داد، كه در آن، برخلاف انتظار، تقريباً هيچ سخن و موضعی از وی در اين زمينه صادر نشد. ولی به هر روی قابل انكار نيست كه بخشی
مهمی از پيشرفت و حركت برنامههای
كلان در عرصه IT نيازمند مانورها و حركاتی بوده كه طبيعتاً از هر كسی ساخته نيست، و از آنجا كه در جامعه ما، چنين حركاتی عموماً متكی بر افراد است و نه ساختارها، جهانگرد توانسته با
قابليتهای خود، از اين پيچوخم
صعب عبور كند. هر چند نقد كامل وی در اين مجال ممكن نيست، ولی شايد بتوان به اختصار، او را فردی «برنامهمدار»
دانست كه با اولويت نخست دادن به برنامههای خود، به هر
طريق سعی در اجرای آنها دارد، و از اينجا، ماحصل تلاشهای
وی را بايد به اين صورت برشمرد كه «فناوری اطلاعات» از موضوعی كم اهميت (و حتی در برخی مصاديقش به صورت محصولی قاچاق!) تبديل به يك برنامه عمومی، و ارادهای
ملی شده كه اكنون با سپری شدن زمانی كوتاه (همان طور كه
نظر جهانگرد بود)
موجب افزايش تقاضای شديد در جامعه شده است. نكته دوم، جايگاه جهانگرد در وزارتخانه پست و
تلگراف و تلفن بود كه با وجود موقعيت وی، نوعی دوگانگی كاملاً مشهود (بين جايگاه او به عنوان معاون وزير و دبير شورای عالی اطلاعرسانی
و نماينده ويژه رييس جمهور از يك سو، و مقام اول وزارتخانه از سوی ديگر) ايجاد كرده بود، و اين واقعيتی نبود كه از ديد صاحبنظران دور بماند، و انرژی تلف شده در اين بين نيز قابل صرفنظر
كردن نبود. به هر صورت، هر چند با توجه به عوامل گوناگونی (از جمله اختلاف آراء، سنگينی
وظايف و...) و به ويژه نكته دوم پيشگفته،
کناره گيری جهانگرد
از وزارتخانه قابل توجيه است، ولی مطلبی كه عصرارتباط به صراحت آن را ذكر كرده (و البته جسته و گريخته نيز شنيده شده است) بعد ديگری به اين مسئله اضافه میكند.
فراموش نمیكنم
كه در يكی از روزهای ارديبهشت امسال، و در همان زمانی كه در اوج هياهوی فيلترينگ، نخستين زمزمهها
در مورد شروع كنترل وبلاگها (از
طريق وضع آييننامه
برايشان!) از برخی صاحبمنصبان صادر شده بود، در
نمايشگاه مطبوعات، در گفتوگويی كوتاه با جهانگرد، از
وی
در مورد صحت و کذب اين خبر، و نيز منطقی بودن اين
اعمال پرسيدم. به خاطر دارم که جهانگرد، با لبخندی تلخ، بر
بیاثر
بودن اين کار تاکيد کرد؛ همچنين با يادآوری حمايت خويش از
مسابقه انتخاب وبلاگهای
برتر، بر اين اصل صحه گذاشت که راه درست و منطقی، به جای
نفی و محدوديت، از اثبات و اقدامات مثبت میگذرد،
و دستکم
خودش این شيوه را میپسندد:
«اين نوع کارهاست که مفيد و موثر است...» همين طور هم بود،
يعنی حمايت شجاعانه وی از برگزاری نخستين دوره يک مسابقه
اينترنتی، به قدر کافی موثر و اميدوارکننده بود، هر چند که
اين کار هنوز توسط مقام ديگری تکرار نشده باشد!
به هر روی، هر چند هنوز
جهانگرد در رد و اثبات اين خبر، سخنی نگفته است، ولی البته
آشنايان با اين حوزه، همين انتظار را دارند که از يک مسئول
کلان در حيطه فناوری اطلاعات، شاهد واقعبينی،
و نيز عطف توجه به تجارب ديگر کشورهای جهان، و نتيجتا
مخالفت با شيوههای
محدود کننده و مبتنی بر بگيروببند باشند.
بازگشت
|