|
نسخه ايرانی اينترنت
<<قسمت اول
با وجود همه اطمينانی كه شما میدهيد الان در ميان بخش خصوصی اين نگرانی وجود دارد كه مخابرات میخواهد
در حوزه اينترنت كاملاُ انحصارطلبانه جلو برود.در همايشی كه چندی قبل توسط بخش خصوصی فعال در اينترنت برگزار شد و مسئولان مخابرات هم به رغم دعوت در آن شركت نكردند، به طور علنی اعلام كردند كه
به شدت نگران اوضاع اينترنت هستند و حتی هشدار دادند كه با ادامه اين وضعيت به كشورهای خارجی مهاجرت خواهند كرد،اين ها همان نيروی مهارت يافتهای
هستند كه شما در سوال اول به آن اشاره كرديد ،اين نگرانی را شما چگونه می خواهيد رفع كنيد؟
به نظر من اين ها (بخش خصوصی) يك مقدار غلو كردهاند.
البته من در زمان آن همايش در سفر بودم و نتوانستم در آن جلسه شركت كنم ولی اتفاقی در اين ميان افتاده و مقداری پيچيدگی وجود دارد كه بايد آن باز كنيم. پيچيدگی اين است كه تسهيل دسترسی به
اينترنت ،و يكی اين كه ما از محيط اينترنت استفاده كنيم و تلفن را سرويس دهيم . شايد يك امتياز خوب اينترنت برای كشور ما اين بود كه مردم با تلفن اينترنتی آشنا شدند. اقشار بسيار عادی جامعه كه
با اينترنت آشنايی ندارند از جنبه تلفن با آن آشنا شدند و اين اتفاق خيلی خوبی بود. اتفاقی كه بايد مديريت می شد اين است كه درآمد حوزه اينترنت تلفنی جزو درآمدهای ملی هر كشوری هست . چه آنهايی
كه بازار آزاد دارند و چه آنهايی كه بازار بسته دارند به عنوان يك درآمد ملی به آن نگاه میكنند.
آن كه بازارش آزاد است از طريق فروش حق امتياز بازار به خزانه میدهد و آن كه دولتی است
صددرصدش را میگيرد .
در اين داستان شركتهای اينترنتی اعتراضشان به اينترنت نبود چون همه
چيزش حل شده است. اعتراض به اين بود كه چرا ما نمیتوانيم در سرويس تلفن
اينترنتی دستمان باز باشد. ما میگوييم ورود بخش خصوصی به اين عرصه خيلی خوب
است اما با پرداخت هزينه به خزانه ملی كشور. بازار ارتباطی در كشور منافعش برای عموم است و بايد حق امتياز بدهند. برای تلفن از ايران به خارج آييننامه
آن نوشته شده و داريم میدهيم ،خارج به داخل كه ارزش افزوده خيلی موثرتری دارد
هم در صدد تهيه آييننامه و ضوابط هستيم . الان اصرار بر اين است كه اين حوزه
گسيخته باشد ،آنها به اين كه چرا ما امكانات تكنيكی جلوگيری از اين امر فراهم
كرديم اعتراض دارند كه من اين اعتراض را مشروع نمیدانم ،اعتراض اشكال ندارد
ولی از نقطه نظر منافع عمومی اين اعتراض را مشروع نمی دانم. من
خودم در آن جلسه بودم و عمده انتقاد آنها مربوط به اينترنت میشد به عنوان مثال بحث
Gateway را میتوانيم اشاره كنيم كه طی چند ماه گذشته اصلی ترين تنش را بين مخابرات و
بخش خصوصی ايجاد كرده است، عمده اين نگرانیها از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی منشا
میگرفت كه در آن قيد شده بود بخش خصوصی حق سرمايهگذاری
در زمينه Gateway را ندارددر آيين نامهای كه اخيراً تصويب شده و ظاهراً موضوع را حل
كرده هم صرفا برای مدت كوتاهی ( يك سال)به بخش خصوصی اجازه داده شده Gateway باشد و طبيعتاً كسی نمی تواند برای يك سال سرمايهگذاری
كلانی را انجام دهد، نگرش دولت در اين زمينه چيست؟
ظاهر اين
سوال درست است،اما نقاط تماس بينالملل طبق همان مصوبه
بايد تحت نظارت دولت باشد و ما هم معتقد هستيم كه رعايت نكات امنيتی و فرهنگی جزو حقوق هر نظام است و بخش خصوصی هم اين را میپذيرد.
اما صحبت بر سر اين بود كه نحوه اجرای آن چگونه باشد ،در مصوبه تاكيد شده است كه دولت در اين حوزه تسلط داشته باشد ما با رعايت آن و با استفاده از شرح وظايف مخابرات به صورت
پيمانكاری خواستيم موضوع را حل كنيم،به اين ترتيب كه مسئوليت اصلی Gateway را مخابرات به عهده گرفته كه ظرفيتهای
عمده را وارد كند و بخش خصوصی هم به عنوان پيمانکار در كشور به صورت رقابتی آن را در بازار آزاد عرضه كنند.
تصميمگيران شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به اين كه بخش خصوصی از اين
حوزه منفعتی ببرد، اعتراضی نداشتند،مهمترين نگرانی آن ها رعايت مسايل امنيتی و
فرهنگی بود. ترتيب كار اين است كه دستگاهی آمده بايد طبق قرار و مداری به تسلط مخابرات درآيد و با قرار پيمانكاری از آن بهره ببرند و در صورت رعايت ضوابط هم میتوانند
اين كار را تا بینهايت و هر سالی كه میخواهند
انجام دهند. يك ساله بودن برای اين بود كه بايد از يكسری تجهيزات و يكسری
تسهيلات خط استفاده كنند و قراردادهای تجهيزات هم عموماً يكساله است و بعد ازيك سال آنها تصميم میگيرند
كه چگونه عمل كنند. در حقيقت تصميم در اجاره خطها يكساله است اما مالكيت نسبت
به دستگاهها يكساله نيست و تا بینهايت
است. اين دستگاهها
هم كه بدون داشتن اجازه خط عملاً بی فايده است؟
بله ،درواقع يك تفكيك مهندسی در اين كار صورت گرفته كه خسارت در اين امر به حداقل برسد. از ديد مخابرات اين گونه نيست كه بخواهد مسدود كند و جلوی آن گرفته شود. بحث بر سر ضابطه مند كردن
است. ما تصور میكنيم كه اگر عرضه كننده های عمده وارد بازار بشوند ،يعنی الان شايدچند صد
شركت در 64 كيلوبيت آنتن گذاشتهاند و هزينه های بیفايده
انجام دادهاند بااجرای اين آييننامه
آنها اين تجهيزات را جمع میكنند و از شركتهايی
كه اينترنت عمده و پرحجم را میخرند، خريد میكنند.
مشكل اين بوده كه اينترنت را هر كس كم كم میخريده ...
يعنی در حقيقت از اين به بعد اينترنت به صورت يكجا از خارج خريداری میشود؟
بله يكی از مزايای آن اين است كه اگر به عنوان مثال 10 تا مجوز بگيرند همينها
حتی میتوانند ترافيك ملی را هم آدرسدهی
و كنترل كنند و ديگر نيازی نيست كه ما كره زمين را طی كنيم تا دو نفر كه كنار هم نشسته اند با هم صحبت كنند.
در طی سالهای
گذشته البته نه چندان آشكار در داخل حكومت هميشه اين بحث بوده كه چه سازمان و ارگانی متولی اينترنت بايد باشد،و وزارتخانهها
و سازمانهايی چون صدا و سيما ، وزارت پست و تلگراف و تلفن ، وزارت علوم ، وزارت
ارشاد روی اينترنت حرف داشتند،شما به عنوان معاون توسعه و برنامه ريزی وزارت پست اعتقاد داريد كه متولی اينترنت بايد چه سازمانی باشد و آيا در برنامه تكفا اين متولی تعيين شده است؟ ابتدا بايد روش كنيم كه متولی اينترنت يعنی چه و آيا كاربردهای فناوری اطلاعات الزماً نياز به
متولی دارد يا هر حوزهای میتواند
بخش خودش را داشته باشد. اينترنت به معنی اين كه شما يك محيط ارتباطی داشته باشيد با شبكه جهانی اينترنت يك قسمت از كار است و دوم اين كه بتوانيد آدرس دهی و ثبت نام را در اينترنت
مديريت كنيد.در اينترنت خط ارتباطی و نحوه ثبت نام و آدرسدهی جزو منابع محدود
حساب میشود و بايد مديريت شود .
|
" " |
|
در اين داستان
شركتهای اينترنتی اعتراضشان
به اينترنت نبود چون همه چيزش حل شده است. اعتراض به اين بود كه چرا ما نمیتوانيم
در سرويس تلفن اينترنتی دستمان باز باشد. |
|
" " |
در دنيا مديريت دسترسی عمدتاً دست مخابراتیها(
خصوصی يا دولتی )است . نحوه آدرسدهی به عنوان Domain Name مطرح هست كه
استانداردهايش را ابتدا آژانس ITF آمريكا دنبال میكرد بعد اخيراً كه مسايل كپیرايت
و مسايل حقوقی پيش آمد، توافقی كردند كه سازمان وايپو در اين مسايل وارد شود با كمك انجمنهای
مختلف نگارش IP6 را اعلام كنند. ثبتنامهايی
كه در دامنه ملی انجام میشود ،معمولاً به يك آژانس ملی داده میشود
در اين كار هم وقتی كار گسترش پيدا میكند دولت ها يك لايه سياستگذاری
و مديريت میگذارند و ممكن است اجرا را به پنج يا شش اژانس بدهند، اما در مورد
كاربرد هر دستگاهی مسئوليتش با خودش است. مثلاً در زمينه e-banking بانكها
مسئول هستند،در زمينه e-government مثلاً سازمان برنامه ريزی و... آن ها میگويند
كه بايد يك حداقلی از زير ساخت توسط بخش مخابراتی صورت بگيرد تا آنها برنامههای
خود را بر مبنای آن پيادهسازی كنند؟ مشكل ما در ايران اين است كه به خاطر كمبود امكانات در حوزه ارتباطی هميشه اولين مسئله اين بوده و مساله آنقدر بزرگ شده كه
بقيه كارها مثل توليد نرم افزار ، توليد اطلاعات و رويههای نگهداری و ... را
از آن غفلت كرديم و اتفاقاً آنچه در دنيا ثروت توليد كرده حوزه كاربرد است ،حوزه مخابرات بخشی از اين بازار است و تلاشهايی
كه در سالهای گذشته انجام شده به علت فقدان دانش كار بیفايده
بوده است. مثلاً فرض كنيد كه دسترسی به خط مخابراتی يك مزيت ذاتی شركتهای
مخابراتی است ، حال هر جا هم بگوييم مسئولش است ، فايدهای ندارد. البته اسامی
كه نام برديد من نمیدانم همه اينها
بودند يا نه ولی هر كسی كه بوده به نتيجه نمیرسيد و دنبال هم نكردند. در
برنامه تكفا ما بيشترين توجه را در حوزه كاربرد نشان داديم يعنی بخث شبكه را به طور مسلم جزو وظايف مخابرات میدانيم
كه بايد انجام بدهد ،كاربردها بايد همه بخش ها در آن حضور داشته باشند و رييس دولت هم به عنوان متقاضی و هماهنگ كننده اصلی قانع شده كه دراين كار دخالت كند و مستقيم ماهانه گزارش
بگيرد و تمام وزرا هم مسئول شدهاند كه با يك نماينده ويژه كار را دنبال كنند.
برخی بخشهای
دولتی خودشان طی سالهای اخير در اين زمينه اقداماتی راانجام دادهاند،
آيااين برنامه ها جزو تكفا قرار میگيرد؟ مثلاً تصور كنيد كه الان در آموزش و پرورش كار خود را شروع كرده بيشترين زحمت را در ايجاد شبكه دسترسی كشيده بودند،يك كار باارزشی كه
كرده بودند از سالهای قبل ايجاد اتوماسيون اداری بود. حتی زمانی كه شبكهای
نداشتند اطلاعات را روی فلاپی میريختند و منتقل میكردند.
اين كاريكی از موفقترين كارهايی بود كه در كشور انجام شد و مديريت وتجربه آن
برای ديگر دستگاهها قابل استفاده است. در حقيقت زحمات آنها تاكنون همه درست
بوده و تكفا هم با اذعان به آن ظرفيتها و كارها بقيه قسمتها
را تكميل میكند هم تقويت شبكه هم .مثلاً آموزش معلمان، تامين تجهيزات
كامپيوتری ،تهيه مواد درسی ،نظام اداری معلم و شاگرد . بنابراين در يك راستا حركت میكنند.
هم اكنون هم ما اصرار میكنيم همه در اين برنامه حركت كنند كه اتلاف منابع
نداشته باشيم. در مورد بحث برنامه جامع فناوری اطلاعات چند احتمال وجود داشت،يكی ايجاد معاونتی زير
نظر رييس جمهور بود ، دوم ايجاد وزارتخانه بود و راههای ديگر ،چه گونه شد كه به
يك نماينده ويژه رييس جمهور در اين قضيه بسنده شد؟ برای اين ضرورت
كه مديريت مركزی اين كار در سطح ملی چگونه باشد از حدود سال 75 شروع شد. انواع مطالعات روی آن انجام شده و وضعيت ديگر كشورها هم بررسی شده و اين گزارش ها به صورت مكتوب به خود رييس جمهور ارايه
شده ولی مجموع نظرات كارشناسی بر اين بود كه وزارت پست بخش Connectivity را به خوبی دارد دنبال میكندو
توسعه میدهد و اگر آزادسازی به نحو خوبی انجام شود با همكاری بخش خصوصی اينها
بايد ظرف 5-6 ماه آينده جوابگوی نيازها باشند. در خصوص برنامه بخشهای ديگر عزم خوبی در
ديگر بخشها صورت گرفته ، يعنی الان وزارت بازرگانی به خوبی مسئوليتخود
را متوجه است. ما اگر بياييم اين كار را در يك سطحی به هم پيوند انجام دهيم. در مطالعاتی كه شده بود لايه سياستگذاری
و هماهنگی را در سطح رييس جمهور ديدند ، لايه اجرايی دسترسی و ساپورت كردن فعاليتها در
حوزه وزارت پست و سازمان برنامه هم آن را در برنامه كلان ملی در برنامه توسعه اضافه كنند. همه وزرا نمايده ويژه بايد داشته باشند ورييس جمهور هم نماينده ويژه دارد كه كارهای را پيگيری كند و به
نظر می آيد شرايط كار به اين صورت هماهنگتر باشد به خصوص كه در سطح ملی ما معاون اول
رييس جمهور را داريم كه يك نقطه هماهنگ كننده ملی است. . ما اگر بتوانيم شورای عالی منظمی را با حضور رييس جمهور يا معاون اول تشكيل بدهيم هماهنگی ها در آنجا انجام میشود
و هر كس كار خودش را انجام میدهد.
كارشناسان مختلف اين حوزه اعتقاد داشتند كه اين برنامه را هنوز نديدهاند
،پرسش اين است كه آيا برنامهای در سطح ملی نبايد قبلاً كارشناسی میشد
و اگر شده با كدام كارشناسها بوده است؟ مثل همه كارهای پروژهای
دبيرخانه اين پروژه تعريف شده و 2-3 شركت كامپيوتری خصوصی به عنوان مشاور دعوت به كار شدهاند.
در جلساتی كه اين برنامه طراحی میشد تعدادی ازاستادهای دانشگاه به شكل پروژهای
يا تك تك روی آن كار كرده اند و در مجامع مختلف فنی هم گفته شده ،يعنی اين كار به صورت مخفی تهيه نشده است. اما قصد اين بود كه قبل از اين كه به دولت برود حدود 7-8 سمينار داديم ،
دوبار در شورای انفورماتيك ،در كميسيون راهبردی شورای عالی اطلاع رسانی كه تقريباً همه نمايندگاه دستگاههای
عمده در آن بودند، برنامه اجرايی با نمايندگان دستگاهها نوشته شده است. اما به
اين صورت كه فضای عمومی باشد اين كار نكرديم. الان اين فرصت هست كه كارشناسان روی آن نظر بدهند؟
تدبيری كه در دولت انديشيده شده اين بود كه برنامه اجرايی آن درست است ومصوب هم شد واعلام شد. بعد گفتند اين را اعلام می كنيم همه كارشناسان و دستگاهها
نظراتشان را میدهند ومجموعه آن را در شورای عالی اطلاع رسانی ...
نهايی می كنيد؟ نهايی نه. به عنوان يك برنامه ميان مدت میرود
جلو و برنامه بلند مدت و توسعهای هم در برنامه چهارم توسعه لحاظ خواهد شد.الان هم برنامه
روی CD آماده است و بعد از سفر رييس جمهور روی وب قرار میگيرد وانتظار داريم همه افراد
وصاحبنظران نظرشان رابدهند.البته الان بعضی نظرات آمده مثلا يك دوستی گفته كه Vision
ندارد كه به عنوان يك برنامه سوالات درستی است،اما ناشی ازاين بوده كه همه برنامه در دسترسشان قرار نگرفته است. فرصتشان تا
برنامه چهارم توسعه است؟ برای اين موضوع يك ماه فرصت هست . اين سنگ
بنای اول است اما به عنوان يك برنامه كلان ملی ما بايد از الان روی آن كار كنيم تا بتوانيم دربرنامه چهارم از آن دفاع كنيم.
بعد از يك ماه دوباره برنامه به هيات دولت میرود؟نه تصميم دولت تمام شده و بعد ازاين هر چه شورای عالی اطلاع رسانی نظر بدهد دولت قبول دارد.
در مورد بخش خصوصی هميشه وعدههايی داده میشود،
در مورد اين موضوع هم شما ازا بتدا گفتهايد كه عمده كارهای اين برنامه را بخش
خصوصی انجام میدهد،اگر ممكن است به طور واضح بگوييد جايگاه بخش خصوصی دراين
برنامه كجاست؟ من از همين الان اعلام میكنم
ما در اين حوزه با كمبود نيرو مواجه هستيم و در دولت نيز همين گونه است. در برنامه كارها به صورتی تعريف شده است كه به صورت پروژهای
انجام شود. يعنی از روز اول بدانيم پول خرج چه چيزی میكنيم و چه زمانی میخواهيم
آن رابه انجام برسانيم. دومين توصيه ما اين بوده كه تا حد امكان اين كار را به بيرون و به بخش خصوصی بدهيم. چراكه هر مقدار بخش خصوصی در اين
زمينه توانمند بشود آثار توسعه ملی مثل اشتغال و ايجاد ارزش افزوده دارد. تصور ما براين است كه بيش از 70 تا 80 درصد اين اعتبارات به صورت سفارش به بخش خصوصی میرود
و آنها هم بايد از همين الان تمهيداتی با فراهم كنند تا ظرفيتشان زياد شود. يعنی از همين الان به آموزش نيرو اقدام كنند. ما مشكلمان اين است كه ظرفيت پذيرش كارهای بزرگ را نداريم و
اين ظرفيت را بايد بالا ببريم. در مورد تامين هزينه برنامه به چه صورتی اقدام میشود؟
در مصوبه دولت از محل تبصره 13 حدود 72 ميليارد ، از محل اعتبارات اشتغال حدود 40 ميليارد و يك اجازهای
هم دادهاند كه تا يك درصد سقف اعتبارات كشور را میتوان
در اين كار ترخيص كرد. كه اگر اين اضافه شود به طور اسمی 600 ميليارد است ولی در واقع نمیتوانيم
بگوييم چقدر است. به همين خاطر میگويم كه پول مانع نخواهد بود و در اين كار بيشتر
توانايی مديريتی و تعريف كار است كه به عنوان يك حد محسوب میشود .
در مورد دستگاههايی
كه عملاً در مجموعه حكومت زير مجموعه مستقيم دولت نيستند وضعيت چه خواهد شد. مثلاً اگر صدا و سيما نخواهد خودش را با چنين برنامهای
هماهنگ كند و همچنانكه تاكنون در اين زمينه سرمايهگذاری
كرده ، بقيه را هم خودش انجام دهد؟ در مورد بخش خصوصی كه ما الزامی
نداريم. اما درزمينه بخشهای عمومی يا نهادها به طور طبيعي با ايجاد هماهنگی مخالفتی
ندارند. ممكن است كه علاقه داشته باشند روی موضوعی بيشتر كار كنند وروی موضوعی كمتر ،اما خوشبختانه دست را باز گذاشته اند،كار در اين حوزه كار عقلانی و منطقی است. ممكن است خرج كند و يك موضوعی
را به نتيجه برساند اشكالی ندارد ،چون مانع تكفا نيست. از لحاظ قانونی چه تمهيدی پيشبينی
شده كه دستگاهها ملزم به اجرای آن شوند؟ ما اعتقادمان بر اين است كه توقعات اين طرح اجرا شود و اضافه بر اين را مانع نمیشويم..
آنچه كه در اينجا تفاهم میشود اصرار داريم كه انجام شود وتفاهم را هم با
خودشان گرفتهايم .اتفاقاً صدا سيما هم كارهايی را میخواهد
از محل اعتبارات خودشان انجام دهد كه كارهای خوبی است. صدا و سيما طی يكی دو سال اخير در
مورد بحث اينترنت نظراتی داشته،الان فكر میكنيد كه صدا و سيما در مورد
محيط وب و اينترنت معتقد به اين است كه بخش صوت و تصوير لزوماً و انحصاراً متعلق به آنهاست ، و نگاه تكفا در اين زمينه چيست؟
ما در برنامه تكفا متعرض اين بحثها نشديم. البته خود من هم كه با دوستان صدا و
سيما صحبت كردم هيچ وقت رسماً چنين حرفی را ابراز نكردند. البته در برنامه سوم اصرار داشتند كه در مديريت كلان اينترنت در كشور حضور داشته باشند و اختيار داشته باشند ودلايل فرهنگی
را میآوردند كه مورد قبول مراجع قانونگذاری و تصميمگيری
كشور واقع نشد. تصور من اين است كه تعارضی نخواهد بود مسير توصعه شبكه مسير مهندسی است كه نمیشود
متعرضش شد. ما اگر دغدغه فرهنگی هم داشته باشيم بايد بياييم و روشن وشفاف آن را بنويسيم و مردم هم میپذيرند
كجا مسايل حياتی و اخلاقی است و بايد كنترل شود. در سنگاپور كه رفته بوديم گفتند اين سايت ها را به اين دلايل سانسور میكنيم
به خاطر حفظ منافع اقتصادی و فرهنگی... مالزی چطور ،آنها هم اينترنت را سانسور میكنند؟ مالزی هم همينطور است. البته سانسور به اين معنی كه منع دسترسی برای مردم كنند يك بحث است و اين كه هدايت كنند مصرف را يك
بحث ديگر است. الان در دنيا برای ايجاد روشهای منع كمتر حركت میكنند
وبيشتر روشهای هدايت را انتخاب كردهاند.
يعنی نياز سنجی میكنند و نياز طبيعی مردم را از طرق صحيح تامين میكنند
وبرای نيازهای غير معقول برخورد انفعالی میگذارند.
اما مشكلی كه وجود دارد اين است كه سليقه يك نفر در مورد مسئلهای
با سليقه شخص ديگری ممكن است متفاوت باشد ؟ اين موضوع درهمه جای
دنيا وجود دارد تنها راه آن اين است
كه قانون در ميان باشد يعنی هر كس كه نظری دارد نظر خود را در مرجع قانونی مطرح كند و آن مقدار را كه تصويب میشود
، حق اجرا دارد. مشكل اين است كه موضوعات اغلب مبهم گذاشته میشود و اجازه اعمال سليقه به
افراد داده میشود. در صورتی كه بايد موضوعهای
امنيت ملی را بيان كرد و تفاهم ملی داشت كه چه چيزهايی رعايت شود. با توجه به
اينكه ناكارآمدی سانسور به شيوه منع سالهاست در همه دنيا مشخص شده و اينترنت هم اساساً روی
آزادی اطلاع رسانی تكيه دارد،آيا روی مسايل جايگزين كار نشده است؟ مثلاً به جای اين كه سايتی را سانسور كنند،چندين سايت به جای آن ايجاد كنند؟ من الان نمیخواهم
روی آن وقت بگذارم و بحث مصاحبه و وزن آن به اين سو كشيده شود. اصولاً در فضای باز روش مثبت همين است و در يك بازار باز شما روی توليد بايد بيشتر تمركز كنيد.در دولت بر سر سانسور
آزادی بيان بحث نمیشود و بيشتر نگرانیهای
فرهنگی وجود دارد،چون دولتهايی كه هستند از لحاظ دينی لائيك هستند ،مثلاً دولت
تايلند و سنگاپور مشكل دينی ندارند،ولی نسبت به حفظ ويژگیهای فرهنگی و ملی
جوانانشان به شدت حساس هستند،ولی نه اين بيان كه جلوی آزادی بيان را بگيرند ممكن است روش منعشان توليد مطلب بيشتر باشد و به نظرم من هم روش توليد جواب بهتری میدهد
و مردم هم قانع میشوند.
عموماً روی فناوری اطلاعات به عنوان موضوعی كه كار افراد غير متخصص را كم میكند
و به همين دليل نياز به افراد كم سواد و كم مهارت درجامعه كمتر میشود و به اين
جهت موجب ريزش نيرو میشود؟
بله يك فرد ديپلمه هم بايد به طور اتوماتيك وارد جريان كار شود،هر چه مهارت داشته باشد بيشتر گيرش میآيد.
به همين جهت انگيزه يادگيری بيشتر پيدا میكند.در سال 83
كشور كره در زمينه طراحی سوئيچ 27 متخصص ملی داشت اما در ظرف كمتر از يك برنامه اين تعداد به 1500 رسيد، در حقيقت اين حركت باعث توانايی افراد میشود
يعنی شما هر قدر بيشتر متخصص داشته باشيد ثروت و قدرت بيشتری خواهيد داشت.
|
" " |
|
الان در دنيا برای ايجاد روشهای منع كمتر حركت میكنند
وبيشتر روشهای هدايت را انتخاب كردهاند.
يعنی نياز سنجی میكنند و نياز طبيعی مردم را از طرق صحيح تامين میكنند
وبرای نيازهای غير معقول برخورد انفعالی میگذارند. |
|
" " |
به نظر شما در حال حاضر ما جدا از سيستم مخابراتی نياز به يك فيبر نوری نداريم؟ مثلاً كشيدن فيبرنوری به در منزل همه مردم؟
اين موضوع از لحاظ ماهيت فنی يك درخت ارتباطی است،اين كه ما دو يا سه كابل بيندازيم به نياز فنی و ارزش اقتصادی كار برمیگردد.
در اكثر كشورها يك شركت و به ندرت دو شركت وجود دارند كه شبكه كابل در دست آنهاست و بقيه
از آنها اجاره میكنند،وقانون
هم او را ملزم میكند كه آن را اجاره بدهد.
به نظر شما ما نيازی به چنين كابلی نداريم؟ كابل كشی را مخابراتی ها كردهاند
و هر دوره آن را Upgrade میكنند، الان بيشتر خطوط ما ديجتيال است و ظرفيت 64 كيلوبيت را
جواب میدهد و اگر يك تجهيزاتی را در دو طرف خط بگذاريم میتوانيم
2 مگابيت هم جواب بدهيم. دولتهای پيشرفته مثل ژاپن برنامهای
دارند كه تا سال 2010به ده ميليون از كاربرها تا دم خانه كابل فيبر نوری بكشانند،ما در ايران تصميم گرفتيم كه به مراكز عمده صنعتی ،بلوكهای
مهم ساختمانی و مراكز تجاری اصلی فيبر برسانيم و اين كار را داريم انجام میدهيم اما اين
كه تا دم در خانه مردم فيبر ببريم ،بسيار گران است و در برنامه سوم نيست ،شايد در برنامههای
بعدی باشد. با اين وجود سرعت خطوط با استفاده از خطوط تلفنی بسيار كم خواهد بود؟شما میتوانيد
دو سر سيم را تجهيزات بگذاريد و سيستم ADSL بگذاريد. الان كدام مركز اين كار را میكند؟همه جا میشود.
قيمتش چقدر میشود؟بسيار ارزان ، 120 دلار. من الان اگر بخواهم ADSL بگذارم بايد چه
كار كنم؟ مخابرات در برنامه سوم اين را ديده و تعداد زيادی تجهيزات ADSL وارد
میكند و به آنهايی كه میخواهند
میدهد. البته بايد طرف مقابلت هم كسی باشد كه با اين ظرفيت به تو اينترنت را بدهد.به طور
طبيعی سرعت بيشتر هزينه بيشتری را میطلبد.الان در تمام دنيا ارتباط استاندارد DialUp است
واگر سرويس خوب مثل E1 نصب كنيد با 54k به راحتی به اينترنت متصل میشويد.
اين اصرار برحفظ اينترنت روی خطوط تلفنی ترافيك خطوط را بالا نمیبرد
خصوصا اين كه روز به روز بر تعداد كاربران دارد افزوده میشود و خطوط تلفن به طور
معمولی هم دارای مشكل هستند؟ به شدت ترافيك را بالا میبرد
،تمام محاسبات شبكه تلفنی ايران بر اساس Voice انجام شده بود كه زمان آن هم 3 دقيقه بود. تماس اينترنتی حداقل 20 تا 30 دقيقه است برای همين در مراكزی كه خطوط تلفن صوت را به ISP ها
داديم ،وقتی تعداد آن از يك تعدادی گذشته ترافيك ايجاد شده تلفنهای عادی بوق
نداشته باشد.برای همين دو راهحل وجود دارد يكجدا
كردن ترافيك ديتا از صوت يعنی مشتری به محض اينكه تماس گرفت صوت و ديتا جدا شده و در مراكز مختلفی راهبری می شوند ، دومين راه حل افزايش سوئيچ های مخابراتی است كه ما نوع اول را
دنبال میكنيم. با اين كار نامبرينگ هم بايد عوض شود. مثلاً در سراسر كشور ISP
ها تلفنشان مثلاً با 966 شروع میشود و شما از سراسر كشور میتوانيد
به ISP مورد نظرتان وصل شويد. بدون گرفتن كد و قيمت تلفن شهرستان؟بله. مايلم در مورد مشكلات كاربران صحبت كنم . در طي
چند سال گذشته تبليغات عموماً روی مشكلات بخش خصوصی بوده و حقوق كاربران همواره اين ميان ناديده گرفته شده ،سرعت پايين ، انعقاد قراردادهای يك طرفه از سوی Isp ها و بسيار مشكلات ديگر ،در
برنامه تكفا آيا در مورد كاربرها ديده شده است؟نه چون نگاه تكفا نگاه ساماندهی و ايجاد
قانون و روش است. اما يك برنامه اجرايی هم هست؟ بله امادر پروژه ها ، در مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اين ديده شد كه Isp بايد يك قرارداد سطح سرويس با كاربران منعقد كند و مخابرات هم با ISP ،
ما در وحله اول مايليم شكايت از ISP ها توسط انجمن صنفی خود آنها رسيدگی شود،بعد میتوانند
به مخابرات از ISP شكايت كنند. ISP ها میتوانند به وزارت پست وتلگرف از
مخابرات شكايت كنند واگر قانع نشدند به دادگاه صالحه رجوع كنند. يعنی طبقه بندی صورت گرفته است.
كه من استفاده میكنم خودش از خطوط E1
مخابرات استفاده میكند و سرويس آن هم بسيار ضعيف است، حالا من اگر به آن ها
مراجعه كنم می گويند ما از مخابرات میگيرم ، من به عنوان كاربر چگونه میتوانم
از مخابرات شكايت كنم؟ كاربر با ISP در تماس است .میتوانيم
بررسی كنيم كه بيش از ظرفيت مشتری گرفته شده است يا نه . يا معماری ادرس دهی آن غلط است و يا ظرفيت در جايی پايين و در جايی ديگر بالاست برای همين میگوييم
بايد سرويس لول اگريمنت به مشتری بدهد. اين توزيع E1 به چه صورتی است،
بسياری از شركتهای خصوصی تقاضا كردهاند
ولی به آنها تعلق نگرفته است؟ دربعضی از مناطق پيشبينی
های ما كافی نبوده و در حال حاضر دارد تامين میشود. يك مشكل ديگر اين است كه دفتر
تكنولوژی و ارتباطات و امور مشتركينمیتواند
در يك جا باشد و مركز سرور و جايی كه خط تلفن داشته باشد میتواند در جای ديگری قرار
بگيرد. در تهران اين ها دوست دارند همه د ركنار هم قرار بگيرد، يعنی همه جمع شدهاند در
جردن و سرورشان را هم در آنجا گذاشته اند،در حالی كه سرورشان میتواند به شهر ديگر يا كرج
و ورامين باشد ودفترشان در تهران باشد. البته ما انتظار داريم شركتهای بزرگی وارداين
قضيه شوند كه خود سوئيچ هم بياورند و سرورشان هم در كنارشان بگذارند. اين بحث بحران مخابراتی كه اخيراً
در دنيا مشاهده میشود، به نوعی روی ما كه مصرف كننده اينترنت هستيم هم تاثير
دارد،به عنوان مثال طی چند ماه گذشته شركت هايی كه ايران با آنها قرارداد داشته ورشكست شده يا در آستانه ورشكستگی قرار گرفته اند، در مواردی اين شركتها
با طرف ايرانی قراردادهای سنگينی هم داشته اند مثلاً شركتFlag ،وضعيت ايران با توجه به اين بحرانها
چگونه خواهد بود؟ ببينيد ،بايد يك تفكيك داشته باشيم بين مسايل
حقوقی و فنی اقتصادی،تجهيزاتی در اطراف كره زمين نصب شده به نام Flag كه 70كشور عضو آن هستند ،در راس آن شركت مديريتی وجود دارد كه به خاطر سياستهای
اقتصادی ضرر میدهد،درمورد ورشكستگی هر كشوری به شيوه خود عمل میكند،برای
Flag مثلاً دفتر مركزیاش در آمريكاست طبق قانون آنها محاسبه میشود
و به دولت اعلام میكنند كه طبق ماده 11 در شرف ورشكستگی هستند و دولت يا آنها را به شركتهای
ديگر میفروشد يا به آنها وام میدهد
و ... بعداز 11 سپتامبر بسياری از شركتها خود راماده 11 كردند و در واقع يكسری
وام برای كارهايشان گرفتنداين صحبت ها درلايه اقتصادی اتفاق میافتد و حوزه فنی كار خودش
را می كند ، اين ورشكستگیها
حتی كار ما را به تاخير نمیاندازد؟ نه ،اصلاًتاثيری در حوزه فنی ندارد.ما در مورد flag مشكلمان جاسك فجيره است كه تجهيزات كه دو طرف بايد نصب شود در حال انجام است و
تصور میكنيم ظرفيت مان را بالا میآورد.
مسئولان مخابرات گفتند كه قرارداد اتصال به فيبر نوری از طريق Flag را تغيير دادهاند؟نه ببينيد ، دفتر حقوقی ممكن است ده تا نام عوض كند ولی كابل همان است.
اين قراردادهايی كه با شركتهايی بسته میشود
، كارشناسی میشود؟بله .
در دو ماه گذشته هم Flag ورشكست شده هم Teleglobe و هم C&W كه مخابراتیها
میگويند قرارداد جديد را با آن منعقد كرده است دچار بحران مالی است، چگونه است
سه شركت عمده كه ما با آنها قرارداد بستهايم اين گونه با بحران مواجه شدهاند؟
آيا اين قراردادها اگر كارشناسی شده بود حداقل يكی از اين موارد را میشد حدس زد. من جزئيات قراردادها را چون در شركت مخابرات است نمیدانم
وافرادی كه مسئولش هستند پاسخگو خواهند بود اما مثلاً Flag كه ورشكست شد به لحاظ فنی چيزی به ضرر ما اتفاق نيفتاد. الان كابل ها برقرار است و تست ها دارد انجام میشود
و ... آن 150 مگابايتی كه قرار بود از طريق Flag به دست بياوريم و وزير پست هم گفته بود ، چه میشود؟ يك قرارداد ديگری به غير از كشيدن فيبر نوری ما بسته بوديم كه سرويس هم از آنها بخريم ،آن قرارداد ممكن است انجام نشده
باشد ولی آنخط برقرار است. ما با Flagدو سطح همكاری را داشتيم يكی كاملاً مخابراتی است و ديگری فروش اينترنت است.
اين كه گفته میشود ايران جزو كشورهای تروريستی در زمينه اينترنت است ،چقدر میتواند
صحت داشته باشد؟ نمیتواند
اينطور باشد. آمريكايی ها در بررسی های خود يك اتهاماتی را تنظیم میكنند و به
ما میزنند. ما در اينترنت اگر بجنبيم جزو دهها
هزارهايی خواهيم بود كه حرف داريم ،بنابراين آزادی عمل در شنيدن پيامها اين
فرصت را میدهد كه پيام ما مخاطب ما را پيدا كند.
فكر میكنيد آن ها از اين نظر احساس
خطر میكنند؟ من
معتقدم اگر ما به طور جدی مطالب توليد كنيم ،آن ها با ما مشكل پيدا خواهند كرد. البته الان شما میبينيد
كه دولت چين هم از هك كردن سايتهای امريكايی پشتيبانی نمی كند ولی اين كه چند
تا جوان خوش فكر بنشينند و روی يك سايتی كار بكنند،در هر جايی ممكن است اتفاق بيفتد ،همين الان در خود امريكا هم بيشتر نوجوانان به اين موضوع علاقه نشان میدهند
. بحث كپی رايت هم موضوع مهمی در اينترنت هست و برای كشوری كه میخواهد
در اين زمينه برنامه ريزی كند ،بايد مورد توجه قرار گيرد ،ما هم اكنون كپیرايت
را رعايت نمیكنيم ،حتی اخيراً ديدم كه سايتی به نام Film88 كه از داخل ايران
پشتيبانی میشود در خارج از كشور مورد اعتراض شديد قرار گرفته بود كه چرا كپیرايت
را رعايت نمیكند،برای اين موضوع چه فكری شده است؟ من تصور میكنم بحث
كپی رايت در محيط ديجيتال بايد هر چه زودتر قانونی شود ،يكی اين كه توليد داخلی دارد ازبين میرود
و دوم اين كه شما برای اين كه از بهرهاش استفاده كنيد بايد بخشی از معاهدات
بينالمللی را بپذيريد . نكتهای
از لحاظ فنی به ما فشار خواهد آورد كه به كپیرايت بپيونديم اين است كه نرم
افزارهای كاربردی و جديد عموماً به گونهای طراحی میشوند
كه بايد اولاً به شبكه اتصال شوند و به شرط رجيستری قابل نصب خواهند بود . ديگر آن موقع اگر كپیرايت
را نپذيرفته باشيد ،اهميتی ندارد چون نمی توانيد از چيزی استفاده غير مجاز كنيد.
به عنوان سوال آخر شما به عنوان كسی كه مسئول گسترش اينترنت و IT در كشور هستيد يك وب پيچ شخصی داريد؟ نه ،البته طراحی كردهاند ولی چون من بايد
ببينم كه چه چيزی روی آن ريخته شده وقت ندارم . ولی ما دو سايت طراحی كرديم .يكی ICTIRAN ،ديگری SICT با ظرفيت خيلی بالايی كه در آن ديتای سنگينی خواهيم گذاشت . يك سايت ديگر Moniran
است كه الان تست بتای آن هم تمام شده ،اين سايت Monitor Of Iran است و سعی كردهايم
كه يك موتور جستوجوی قوی از اطلاعات ايرانی درست كنيم ،اين كار تمام شده و
شركتی كه آن را برای ما طراحی كرده است بيش از يك سال توسط جوانان فعالی انجام شده است. منيران را به صورت يك پورتال به زودی اعلام میكنيم
كه به زبان انگليسی و فارسی است.

Sharif@ITIran.com
|