مديريت حقوق ديجيتال يا كپیرايت رايانه‌ای
 

 

ترجمه: امير هدايتی

ويل لاتيـــمان، يكی از شخصيتهای رمان “ازيك پسر” نوشته نيك هورنبای، مردی تنبل و بيكار است كه هيچ وقت به دنبال شغلی مناسب نبوده. او امورات خود را از طريق دريافت حقوق مربوط به آهنگ كريسمسی میگذراند كه پدر مرحومش سالها پيش سرود. ويل اكنون به عنوان وارث پدر حق دارد تمامی درآمدهای حاصل از اين آهنگ را به خود اختصاص دهد. هر وقت در هر نقطهای از بلندگوهای پــاركها، مراكز عمومی و يا فروشگاهها آهنگ مذكور پخش میشود، كيسه جناب لاتيمان اندكی فربهتر میشود. درآمد حاصل از آهنگ آنقدر هست كه بتواند يك زندگی آرام و بی دردسر را برای ويل فراهم كند.

    افرادی نظير ويل ( و يا مايكل جكسون كه حقوقی معنوی اغلب آثار گروه بيتل سانگز به وی تعلق دارد ) منابع درآمد خود را مديون قانون حق مولف هستند. قانونی كه تمامی حقوق مادی و معنوی حاصل از اختراعات و نوآوریها را متعلق به صاحب اثر و يا هر كس كه اين حقــــوق بدان واگذار شده باشد، میداند.

   اگر بخواهيم قدری دقيقتر توضيح دهيم بايد بگوييم كه لفظ انگليسی اين قانون ؛ “كپیرايت” است و منظور از آن قانونی است كه در آن چگونگی شرايط مربوط به نسـخه برداری از اشعار، كتابها و عكسها به تفصيل بيان شده است .

   در حال حاضر در ميان كارشناسان، قانونگذاران و صاحب نظران، بحثی جدی در زمينه بايدها و نبايدهای اجرای قانون كپیرايت در مورد محصولات رايانهای درگرفته است. بازار فعلی در اين عرصه بسيار آشفته است به طوری كه بعضا از آثار موجود در اينترنت ميـلياردها بار كپی برداری میشود بی آنكه صاحب اثر حتی كوچكترين نصيبی از اين تجارت كلان برده باشد. بيش از هـــمه اين كنسرسيومهای رسانهای هستند كه قصد دارند با تدوين پايه و اساس قانونی، استفاده كنندگان از آثار اينترنتی را ملزم به پرداخت پول كنند. آنها قصد دارند با اجرای قانونی به نام مديريت حقوق ديجيتال 1(DRM ) فيلمها، موسيقیها و ديگر محصولات ديجيتالی را رمــــزگذاری كرده و از كپی برداری مخفيانه آنها جلوگيری كنند. بدين ترتيب تنها كسانی حق دسترسی به آثار مربوطه را خواهند داشت كه بابت دريافت كليد رمزها، مبلغی پرداخت كرده باشند . منتقدان اين قانون معتقدند كه اجرای نظام DRM كه با تغيير ساختارهای رايانهای همراه خواهد بود، امكان نظارت تمام و كمال بر شبكه را فراهم كرده و آزادی كاربران را سلب خواهد كرد.

   در حال حاضر در كشورآلمان عمدهترين بحث در اين زمينه به ماده 95 الف قانون حق مولف مربوط میشود. قانونی كه بر طبق آن شكستن رمزهای قرارداده شده بر آثار ديجيتالی جرم محسوب میشود. تا پيش از اين در آلمان كپی برداری محدود از سیدی و ويدئو كاستها برای استفاده شخصی در اتومبيل، منزل و يا حتی هديه كردن به دوستان امری مجاز محسوب میشد. اين حق درقانون مصوب سال 1965 مجلس آلمان به صراحت بيان شده است. جنگ كنونی بر سرماده 95 الف در آلمان در اصل جنگ بر سر حفظ مالكيت معنوی آثار و تلاش برای حفظ جريان آزاد تبادل اطلاعات است.

   اولين كسی كه طرحی مدون برای مالكيت حقوق معنوی “ايدهها” ، “اختراعات” و “آثار هنري” ارائه كرد توماس جفرسون رئيس جمهور ايالات متحده بود. وی معتقد بود كه “يك ايده درست همچون يك شی ء است كه به مراتب كمتر و از ديگر اشيا مناسب تصاحب و تملك است “. يك فرد تنها تا زمانی میتواند يك ايده تازه را كاملا برای خود نگــــه دارد كه آن را برای هيچ كس ديگری بازگو نكرده باشد. به محض انتشار يك فكر و ايده تازه، آن فكر به مالكيت عمومی درمیآيد هر چند كه اين امــــر چيزی از مالكيت خالق اثر نمیكاهد.

   در اواخر قرن هجدهم بود كه آمريكايیها به اين نتيجه رسيدند كه بايد از سرقت ايدهها و افكار نو جلوگيری شود. كپی رايت به عنوان استثنايی بر سر راه قانون كلی تبادل آزاد اطلاعات، مطرح شد. در آن زمان قانونگذاران ايالات متحده فرصتی 14 ساله را برای صاحب فكر و يا اثر تعيين كردند كه وی تنها در اين فاصله میتوانست مالكيت انحصاری اختراع خود را در اختيار داشته باشد. پس از آن استفاده عموم مردم از آن اثر آزاد می شد. از آن پس تاكنون ديگر كشورها مدت زمان تعيين شده برای حفظ حقـــوق معنوی آثار را طولانیتر كردند و اكنون اين قانون ديگر وظيفه ضمانت درآمد هنرمندان و مخترعان را برعهده ندارد بلكه خود به عنوان پايهای برای تجارت آثار هنری بدل شده است. در آلمان حتی تا 70 سال پس از مرگ خالق يك اثر هنری نيز نمیتوان بدون اجازه صاحبان حقوق قانونی آن اثر ازآن كپی برداری كرد. در آمريكا نيز تا سال 1998 يك فرجه زمانی 75 ساله برای حفظ مالكيت آثار تعيين شده بود كه پس از آن 20 سال بر اين مدت افزوده شد كه در غير اين صورت حق استفاده از اولين آثار كمپانی “ديسني” برای همگان آزاد میشد. تصورش را بكنيد توليد انبوه عروسكهای “ميكی ماوس” بدون نياز به پرداخت كوچكترين هزينه اضافی!

   پيش از راه اندازی اينترنت و تبديل شدن رايانهها به وسايل ارتباط جمعی جهانی، قوانين وقت كپی رايت به خوبی اعمال میشدند و هيچ نارضايتی وجود نداشت؛ مصرف كنندگان ، سیدی، نوار و كتابها را به همان قيمتی تهيه میكردند كه از سوی كمپانیهای عرضه كننده تعيين شده بود و كپی برداری شخصی از اين محصولات عمدتا با افت كيفيت اثر همراه بود و البته خالقان آثار حتی برای اين قبيل كپیها نيز مبالغی از افراد كپی كننده و يا عرضه كنندگان كاستهای خام دريافت میكردند اما با ورود اينترنت به صحنه اين بازار بسيار آشفته شد. زيرا نسخه برداری انبوه از آثار ديجيتالی به راحتی امكان پذير شد بی آنكه كوچكترين افتی در كيفيت اثر مشاهده شود. به طوری كه ديگر نمیشد ميان اثر اصلی و نمونههای كپی برداری شده كوچكترين تفاوتی قائل شد. از اين پس طرفداران موسيقی میتوانستند آثار مورد نظر خود را برای صــدها تن از دوستان ارسال كنند بی آنكه لازم باشد كوچكترين هزينهای از اين بابت بپردازند.

   البته هم اكنون نيز كمپانیهای توليدكننده سیدی راهحلهايی برای جلوگيری كردن از نسخه برداری محصولات خود در اختيار دارند. راههايی كه باعث میشود رايانهها قادر به باز خوانی و كپی برداری از CD نباشند، اما اين شيوهها چندان كارآمد نيست زيرا هميشه هكرهای فعالی هستند كه قفلهــــای اين CDها را میشكنند. اما ظاهرا كم كم وقت آن فرارسيده كه كمپانیهای توليدكننده و هكرها در ميدانی بزرگتر رو در روی يكديگر قرار بگيرند.

   ميدانی كه در پايان آن چيزی جز محكوميت قضايی وجود نخواهد داشت. در اين ميان قانون نيز به ياری توليدكنندگان آمده و به آنها اجازه میدهد كه پس از فروش محصولات خود حق نسخه برداری از آنها را به ميزان دلخواه محدود كنند تا مصرف كنندگان نتوانند به هر تعداد كه میخواهند از CD مورد نظر كپی تهيه كنند.

   بدين ترتيب نكتهای كه همواره در مورد استفاده از محصولات هنری مورد بحث بود به طور علنی مطرح شد: اين كه مصرفكنندگان با خريد يك CD يا كتاب شــــيء قابل تملك را خريداری می كنند كه مالكيت چندانی بر محتوای آن ندارند و صــــرفا به طور محـــدود میتوانند از آن استفاده كنند و اكنون صاحبان صنايع قصد دارند تجارت بر سر حقوق معنوی آثار هنری را به طور كامل ضابطهمند سازند. هدفی كه درحال حاضر در پس عنوان "مديريت حقوق معنوي" دنبال شود. به راستی چرا نبايد مجوزی را فروخت كه طی آن خريدار حق داشته باشد تنها يكبار از محصول خريداری شده استفاده كند و يا مثلا خريد مجوز نسخه برداری محدود از يك اثر؟ و يا هديه كردن آهنگی به يك دوست كه وی تنها بتواند در روز تولدش به آن گوش كند؟ با قانون DRM تمامی اين كارها امكان پذير خواهد بود.

   اخيرا كمپانی برتلزمان آلمان يكی از بزرگترين كمپانیهای عرضه كننده محصولات فرهنگی در اين كشور به همراه شركت Digital World Services اقدام به تاسيس شركتی نموده كه قادر است به اين گونه جديد "از حمايت حقوق معنوی آثار" عمل كند. شيوه كاری اين شركت به گونهای است كه با رمزگذاری بر روی فيلمها و ترانهها ميزان استفاده از آنها را محدود میسازد.

   هيچ كس نمیتواند بدون تهيه كليدهای مربوطه به اطلاعات موجود دسترسی پيدا كند. عملكرد كليدها از سوی شركت DRM كنترل میشود و اين شركت میتواند به هر ميزان كه میخواهد كليدهای عبور را تكثير كند. كليدهايی كه تنها يكبار میتوان از آنها استفاده كرد. كليدهايی كه برای چندين امكان دستــرسی به اطلاعات را فراهم میكنند و نهايتا كليدهايی كه به كاربر اجازه تكثير و كپی برداری از محصولات را می دهند. البته پس از مشاركت مالی با صاحب حقوق معنوی اثر. كارشناسان برای اين مورد اخير نام "مشاركت عالی اقتصادی" را برگزيدهاند. در اين حالت هر كاربر در نزد شركت DRM صاحب يك رشته حقوق میشود، يك نوع "جعبه كليد ديجيتالی" كه در آن تمامی حقوق ديجيتالی فرد قرار دارد و فرد میتواند تا زمانی كه به شبكه وصل است به كليدهای خود- حال از هر دستگاهی كه می خواهد باشد- دسترسی پيدا كند.

   "جعبه كليد ديجيتالی" مجموعه ای از اطلاعات است كه بدون شك مورد توجه خاص شركتهای بازاريابی قرار خواهد گرفت. ويليام بوش از شركت ديجيتال ورلد سرويس، يكی از بنيانگذاران طرح "جعبه كليد" در دفاع از طرح خود میگويد كه اطلاعات موجود در اين زمينه كاملا ناشناس خواهند ماند و هيچ كس نمیتواند آن را به فرد ديگری واگذار كند. با وجود اين بسياری از منتقدان معتقدند كه جمع آوری اطلاعات ديجيتالی مصرف كنندگان و ذخيرهسازی اين اطلاعات در مركز مشخص، امنيت آنهـا را به خطر میاندازند. ماتياس برنينگر نماينده مجلس فدرال آلمان از حزب سبزها در اين خصوص میگويد: "ما نمیخواهيم كه طرح DRM تا آن حد پيش برود كه در پايان هيچ نقطه امنی برای كاربران باقی نماند و اصطلاحا همه تبديل به كاربران شيشهای شوند."

   برای صيانت از حقوق صاحبان آثار هنوز به يك وسيله ديگر نيـــاز است: رايانههای جهانی. منظور از جهانی بودن رايانهها، استفاده از پردازندههايی است كه تمامی برنامهها از هر نوع و با هر كيفيت بر روی آنها نصب شده باشد. از برنامههای تجاری و بازرگانی گرفته تا برنامههای مورد استفاده هكرها.

   كارشناسان بر اين باورند كه هيچ سيستمی اعم از DRM و يا ديگر سيستمهای محافظتی را نمیتوان برای هميشه از گزند هكرها دور نگه داشت و به محض ورود يك هكر به سيستم دفاعی مورد نظر در اصل گويی درهای تمام جهان به روی آن گشوده شده است. بروس شناير، كارشناس امور رمزگذاری نرمافزارها از ايالات متحده میگويد: "صاحبان صنايع خواهند كه مردم دارای رايانههای شخصی باشند. اين دستگاهها بسيار قوی و انعطاف پذيرند، آنچه صاحبان صنايع میخواهند اين است كه مردم به يكسری دستگاههای سرگرم كننده اينترنتی چيزی نظير تلويزيون، ويدئو و يا كنسولهای بازی دسترسی داشته باشند".

    میتوانستند آثار مورد نظر خود را برای صــدها تن از دوستان ارسال كنند بــی آن كه لازم باشد كوچكترين هزينهای از اين بابت بپردازند.

   البته در حال حاضر نيز توليدكنندگان سخت و نرمافزارهای رايانهای راه حل نسبتا مناسبی برای نجات صاحبان حقوق معنوی آثار هنری يافتهاند. آنها با توليد "رايانههای مطمئن" عملا كامپيوترهايی تولـــيد كردهاند كه میتوان از طريق اينترنت به بررسی وضعيت كاربر در حال استفاده از آن پرداخت و به عنوان مثال تشخيص داد كه آيا فرد مورد نظر اجازه استفاده از فلان قطعه موسيقی را دارد يا خير. با كمك اين رايانهها میتوان بدون نياز به سيستم DRM به مسدود كردن موسيقیهای MP3 فعلی پرداخت. البته كمپانی مايكروسافت بارها تاكيد كرده كه میتوان با قراردادن اين رايانههای جديد در حالت عادی از آنها همچون ديگر رايانههای معمولی استفاده كرد.

   منتقدان طرحهای جديد از جمله جنبش جديدی كه هدفش "نجات دادن نسخه برداری شخصی از آثار هنری است" نگران آن هستند كه سيستمهای جديد در دفاع به حق خود از حقوق صاحبان آثار هنری زياده روی كرده و به ديگر ارزشهای اجتماعی لطمه بزنند. زيرا وقتی قرار باشد سيستم DRM حتی آخرين كپی از يك موسيقی را كه يك دانش آموز دبيرستانی برای همكلاسیاش تهيه میكند، تحت نظر بگيرد در آن صورت جنگل پرخلاقيت اينترنت بیشك به يك پارك تفريحی يكنواخت و دلسرد كننده تبديل خواهد شد.

   جان بری بارلو، كسی كه درگذشته نويسندگی متن ترانههای باند Grateful Dead را بر عهده داشته و اكنون يكی از جدیترين طرفداران تبادل آزاد اطلاعات است میگويد: "من به هوش و خلاقيت مشترك انسانها-و اينترنت به عنوان ابزاری برای بروز آن- به چشم يك چرخه زيست محيطی مینگرم و معتقدم در حال حاضر صاحبان صنايع با طرحها و اهداف خود میخواهند جنگل طبيعی انديشههای بشری را خالی از درخت كنند."

   البته بارلو راه حل مناسبی برای اين مشكل سراغ ندارد، اما معتقد است كه به عنوان مثال میتوان از سيستمی استفاده كرد كه به طور ماهيانه مبالغی ثابت را از كاربران اينترنتی دريافت كرده و مبالغ جمع آوری شده را با توجه به تعداد موسيقیهای بارگيری شده (Download) از هر هنرمند، ميان آنها تقسيم كرد.

   در كميسيون ويژهای كه مجلس آلمان برای بررسی مساله حمايت از حقوق خالقان آثار هنری تشكيل داد و جلسات آن سه هفته تمام نيز طول كشيد، طرفداران روند آزاد تبادل اطلاعات در اقليت قرار داشتند. در مقابل اكثر نمايندگان شركتهای رسانهای و حقوقدانان معتقد بودند كه سيستم مديريت حقوق ديجيتال، در آينده به مرحله عمل گذاشته خواهد شد. حتی توليدكنندگان تجهيزات سختافزاری نيز جزو حاميان طرح dRM محسوب میشوند زيرا معتقدند با اجرای اين سيستم از پرداخت برخی هزينههای اضافی خلاص خواهند شد.

   هنوز به هيچ وجه مشخص نيست كه آيا طرح سيستم نظارت بیقيدوشرط بر روند تبادل اطلاعات در اينترنت در آينده به مورد اجرا گذاشته خواهد شد يا خير. شايد آزادیهای بی قيد و شرط كنونی و رشد آنارشيك اينترنت در آينده چنان اخلاقيات را تحت تاثير قرار دهد كه مصرف كنندگان حاضر نباشند به راحتی تن به استفاده از رايانههای قابل كنترل بدهند. به راستی آيا نظام اخلاقی در اينترنت آنقدر افول كرده كه در آن همه كاربران به راهــزنان اطلاعاتـــی تبديل شده اند؟ به سودجويانی كه قصد ندارند حق و حقوق هنرمندان را به آنها بپردازند؟ رانيتر كوهلن كارشناس علوم ارتباط، قاطعانه به اين پرسش پاسخ منفی میدهد ولی درعين حال متذكر میشود كه مصرفكنندگان نسبت به كسانی كه در پی سودجويیهای كلان هستند و در عصری كه قيمتها دايما رو به كاهش است قصد ندارند كوچكترين تغييری در قيمت محصولات خود بدهند، احساس خوشايندی نداشته و با آن ها همراه نخواهندشد. او میگويد: "نمیتوان برای مدت طولانی با استفاده از قانونهای پیدرپی به جنگ باورهای جديد و معمولی مردم رفت."

منبع: دی سايت
روزنامه آسيا - 8 اردیبهشت 1382

 

بازگشت
 

  

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

 

 
 Copyright CCW Magazine