اخبار دنيای کامپيوتر و ارتباطات

 

نسخه ايرانی اينترنت

شهرام شريف

 دفتر كار نصرالله جهانگرد، دبير شورای عالی اطلاعرسانی، معاون توسعه و برنامهريزی وزارت پست، مشاور رئيس جمهور و نماينده ويژه رئيس جمهور در حوزه IT در طبقه هفتم وزارت پست است.
    چند ساعت قبل از پرواز به مالزی، كشوری كه به گفته جهانگرد میتواند الگوی خوبی برای پيادهسازی نظام فناوری اطلاعات باشد، همه اتاق به همريخته به نظر میرسد. روی ميز كار و صندلی و ميز مقابل آن پر از كتاب و پرونده است. میپرسم: «اين ها را میخواهيد با خودتان به مالزی ببريد؟» پاسخ میدهد: «نه اينجا معمولاً به همين شكل است، چون اتاق ما مدير كلی نيست، كارشناسی است!» مصاحبه با كسی كه به نوعی نظر اول حاكميت در حوزه اينترنت و شبكههای اطلاعرسانی محسوب میشود، حدود 4 ساعت به طول میانجامد. ساعتی بعد از آن او به همراه رئيس جمهور خاتمی و هيأت اقتصادی با يك پرواز مستقيم به كوالالامپور رفت، بهشت رويايی نخستين برنامه توسعه و كاربردی فناوری اطلاعات در كشور. البته جهانگرد پيش از آن توانسته بود نظر مساعد رئيس جمهور را برای چرخش توسعه به سمت اقتصاد دانايی محور جلب كند. اين شعار نخست مالزيايیهاست.

   آقای جهانگرد نخستين و مهمترين سئوال من درباره نحوه توسعه كشور بر مبنای فناوری اطلاعات و استفاده از دانشهای مبتنی بر آناست. در همين تهرانی كه منظره آن به خوبی از اتاقشما معلوم است، دهها مركز آموزشی پيشرفته خصوصی وجود دارند كه مهندسان متخصص را برای بازار كار مهارت و آموزش میدهند، اما در مقابل شاهد آن هستيم كه بيشترين نيروی كار متخصصی را كه طی چند سال اخير از كشور خارج شده، مهندسان كامپيوتر و اينترنت تشكيل میدهند، حتی وضعيت به گونهای شده كه عملاً آنها را برای كار در خارج از كشور آموزش میدهند، آيا فقدان بستری برای استفاده از اين نيروها در داخل ضعف دولت نبوده است؟

   من در اينجا نمودارهايی را دارم كه نشان میدهد در سال 2003 حدود 22 ميليون شغل مرتبط با IT در اروپا توليد میشود كه 18 ميليون آن را خورشان تأمين میكنند و 4 ميليون را نيز از خارج تأمين میكنند، اين برای كشوری چون ما يك تهديد است چرا كه مثلاً میتوانند با 100 دلار اختلاف نيروی كار ماهر ما را ببرند، مثلاً میتوانيم هزار تا مؤسسه مثل CNGها، مايكروسافت و اوراكل را بيندازيم و از طرف ديگر آنها به عنوان نيروی كار ماهر از كشور خارج شوند، چرا؟ دليل آن اين است كه بيشتر نيروی كار انسانی در غرب از نيروی كار باسوار و ماهر انتخاب میشود، اما بيشترين نيروهای ما آدمهای كمسواد هستند، و نيروهای ماهرمان هم از كشور خارج میشوند، يك نفر تا بخواهد دكترا بگيرد بايد 22 سال برايش هزينه شود تا با 20 ميليون او را ببرند، اما همين فرد در اقتصاد غرب يك ميليون دلار فرصت دارد. برای همين شما میبينيد كه 300 هزار ويزا به كامپيوتریها میدهند، و يا كانادا آنها را مفت برمیدارد و میبرد.

   الان چند درصد نيروی كار مهارت يافته هستند؟

   حدود 70 درصد نيروی كار ما فاقد مهارت است، يعنی نيروی كار وارد بازار كار شده اما در مجموع آموزشی كه ما به آن دادهايم، مهارت را به همراه نداشته است.

   پس به اين ترتيب استراتژی محوری توسعه IT، توسعه منابع انسانی مهارت يافته است؟

   بله اولويت اول ماست. بعد از آن شبكه دسترسی، قوانين و مقررات، منابع و تسهيلات. ما به اين نتيجه رسيدهايم كه بايد در يك برنامه جامع حركت كنيم و گرنه اتلاف منابع خواهيم داشت.

   چندين سال است كه تكنولوژیهای مبتنی بر كامپيوتر در كشور وارد شده، برای اينترنت هم حداقل 5 سال از فراگير شدن آن میگذرد، در حقيقت طی اين چند سال دولت حاضر به پذيرفتن مشروعيت و كارآمدی اين تكنولوژی نبود و در عين اينكه برخوردی منفی هم با آن صورتنگرفته حمايتی هم نشده است، چه شد كه ضرورت وجود اين برنامه را درك كرديد و چرا اينقدر دير به فكر تهيه آن افتاديد؟
" "

 بعد از دهه 90 توجه به اينترنت و اطلاعرسانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان يك ابزار قادرساز حوزههای ديگر برای جهش مطرحشد. اغلب كشورهای آسيايی و جنوب شرقی روی آن مطالعه داشتند، بهترين مطالعه را مالزيايیها كردند و برنامه توسعه 25 سالهشان را با عنوان اقتصاد مبتنی بر دانايی يا اقتصاد دانايی محور مبتنی بر فناوری و بهطور خاص فناوری اطلاعات قراردادند.

" "

  من ترجيح میدهم ابتدا تاريخچهای را عنوان كنم. نوع گرايش به اين كه آيا برنامه فناوری اطلاعات يا صنعت الكترونيك میتواند محور توسعه باشد يا نباشد، از برنامه اول توسعه و در زمان مير حسين موسوی شروع سد و البته تكميل نشد. در آن موقع تحت عنوان صنعت الكترونيك شامل كل وسايل مخابراتی، كامپيوتری و الكترونيكی بود. مطالعاتی صورت گرفت كه آيا میتوان صنعت الكترونيك را به عنوان محور توسعه مطرحكرد، يا خير. مقدمات اين برنامه و مطالعات آن انجام گرفت ولی برنامه نهايی اعلام نشد تا اولين برنامه در سال 1368 در دولت آقای هاشمی رفسنجانی رسماً اعلامشد. بنابراين ما بعد از انقلاب تا سال 1368 برنامه توسعه نداشتيم اما اين مذاكرات قبل از آن انجام شدهبود، یعنی كميتهای متشكل از مديران ارشد وزارت صنايع، مجلس و مخابرات از سال 1365 كار خود را آغاز كرده بودند، در سال 69 ـ 68 منجر به توليد گزارشی شد كه به گزارش شش جلدی چالشها و طرحهايی محدوده صنعت الكترونيك ايران مشهور بود، در آن زمان هنوز بحث اينترنت مطرح نبود و IT هم محدود به صنعت نرمافزار میشد. در آن زمان در دنيا شعاری درست شده بود تحت عنوان (Computer & communication) C&C و ژاپنیها مدعی آن بودند تا اين كه در آغاز دهه 90 موضوع اينترنت در تمام دنيا بهطور وسيع در صحنه اجتماعی مطرح شد، اولين گزارشهای اتحاديه اروپا گزارشهای ICT بود يعنی تركيب IT و C&C. يك شاخه ديگر مطالعه در ايران گروهی بودند كه در موزه اطلاعرسانی كتابداری كار میكردند، آنها مطالعات دقيقی تحت عنوان «نظام فعلی اطلاعرسانی» انجام دادهبودند، مركز تحقيقات مدارك علمی ايران و كتابخانه ملی اين كار را كرده بودند، آقای خاتمی هم كه در كتابخانه ملی بودند اين موضوع تحت عنوان نظام ملی اطلاعرسانی طرحريزی شدهبود. توجه به اين موضوع باعث توجه دولت وقت و سرمايهگذاری دی شيراز شد.

  جالب است همين الان هم گويا قرار است شيراز را به عنوان قطب اينترنت معرفی كنند؟

بله، شيراز از زمان شاه مطرح شدهبود، چرا كه بسياری از صنايع الكترونيك در آنجا بوده و هست.

    اجازه بدهيد به موضوع اينترنت اشاره كنيم. در تمام سالهای بعد از انقلاب و در سالهايی كه اينترنت به كشور وارد شده و حتی تا همين اواخر نگرش مثبتی نسبت به اينترنت وجود نداشتهاست، انگار همواره يك نوع نگرانی نسبت به اينترنت وجود داشته كه بسته به زمانهای مختلف شدت و ضعف داشتهاست، ارزيابی شما از داخل مجموعه حكومت به اين موضوع چگونه است؟

   نسبت به اينترنت در كشور متأسفانه در آغاز يك نگاه منفی توسعه پيدا كرد و آن هم توجه به بعضی از اطلاعات و موضوعات منفی بود كه در اينترنت وجود داشت. در حقيقت اين مطالب بيشتر مورد توجه قرار میگرفت و میتوان گفت در يكی دو سال ابتدايی مجموعه تصميم سياستمداران نسبت به اين موضوع حساس بودند و توجه آنها روی اين بود كه چگونه آن را كنترل كنيم و چگونه جلوی مطالب مضر آن را بگيريم و حتی يك مدت كوتاه بحث اين بود كه چرا جلوی آن را نگيريم. بعد از آن كمكم آشنايی نسبت به آن بيشتر شد و حساسيت اوليه به اين موضوع از بين رفت و انديشه مديريت و ساماندهی بر آن پيشآمد. در صحنه بينالمللی هم تقريباً تا آغاز دهه 90 توجه به ای مسئله بخشی بود كه در اصطلاح به آن «سكتورال» میگويند. يعنی اين كه صنعتی را رشد بدهند و در بازار دنيا از محل محصولاتش ارزش افزوده بگيرند. يكی از كشورهايی كه در اين موضوع كار كردند، هندوستان بود، آنها با داشتن وضعيت نيروی انسانی ارزان قيمت كه زبان انگليسی بلد بود و میتوانست با فرهنگ كامپيوتر به خوبی كاركند، لايه و كار پرحجم اينترنت را پذيرفتند، حتی به دليل اختلاف زمان شركتهای آمريكايی كه بايد شبها به مشتريانشان سرويس میدادند دفاترشان را به هنر منتقل كردند كه هنوز هم اين دفاتر وجود دارد. بعد از دهه 90 توجه به اينترنت و اطلاعرسانی و فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان يك ابزار قادرساز حوزههای ديگر برای جهش مطرحشد. اغلب كشورهای آسيايی و جنوب شرقی روی آن مطالعه داشتند، بهترين مطالعه را مالزيايیها كردند و برنامه توسعه 25 سالهشان را با عنوان اقتصاد مبتنی بر دانايی يا اقتصاد دانايی محور مبتنی بر فناوری و بهطور خاص فناوری اطلاعات قراردادند. در آمريكا از آغاز دهه نود بهطور مشخص اعلام شد كه محور توسعه و حتی امنيت ملی IT هست و روی آن سرمايهگذاری وسيعی كردند، رشد اين موضوع در دهه نود تا پايان قرن بيستم فوقالعاده وسيع بود و آثار خود را در دنيا گذاشت. در اروپا هم تمامی كشورهای اروپايی برنامه جهش تكنولوژی با نگاه توسعهای ديدند كه عناوين مختلفی دارد.

    ظاهراً برنامه توسعه و كاربری فناوری اطلاعات (تكفا) با نگاهی به برنامه توسعه فناوری مالزی تهيه شدهاست، سفر رئيس جمهور خاتمی به مالزی هم براساس برنامههای اقتصاد خارجی بود، برنامه توسعه IT در مالزی چه ويژگیهايی دارد كه میتواند در برنامه ايرانی مورد توجه قرار بگيرد؟

   برنامه مالزيايیها بر سه محور است. برای مردم آموزش و مهارت و فرهنگسازی، زير ساختها و كاربردها. برای كاربردها يك محوطه درست كردهاند به نام MSC و در آن اختيارات يك منطقه آزاد را گذاشتهاند، نوع پروژههايی كه دولت به آنها كمك میكند هم پروژههای كاربردی تحت عنوان Flash Project است كه مدارس هوشمند و كارت شناسايی ديجيتالی كه همه اطلاعات مردم از جمله مشخصات پزشكی، گواهينامه، در آن جای دارد. در زمينه تحقيقات بررسی كردهاند. كه روی موضوعات معينی به مؤسسه روی موضوعی كار تحقيقاتی كنند و سريع آن را جمع كنند و به نتيجه برسند. دولت الكترونيك Working Paperless را راهانداختهاند و گفتهاند در زمينه بازاريابی و توليد از اول میخواهيم در كلاس جهانی كار كنيم يعنی محصولاتمان در عرصه جهانی قابل عرضه باشد.

   دولت مالزی در برنامه خود به اين نتيجه رسيده كه اگر بدون اين برنامه بخواهد مسير توسعه را طیكند سال 2002 درآمد سرانهاش 3 هزار دلاراست، اگر كاملاً صنعتی شود میشود 8 هزار دلار و اگر اقتصاددانايی مبتنی بر ICT را انتخاب كنند 16 هزار دلار درآمد سرانه خواهند داشت. آنها اقتصاد دانايی محور را انتخاب كردند و سال 2003 حدود 5 هزار و سيصد دلار درآمد سرانه خواهند داشت.

    اين برنامه را چگونه میتوان در ايران پيادهكرد در حالی كه همين الان هم در بخشهايی از حكومت روی اصل اينترنت نظر وجود دارد، نمونه آخر آن را در مصوبه محدود كننده شورای عالی انقلاب فرهنگی مشاهده كرديم؟

   در ايران با آمدن دولت جديد، آن گرايشی كه به دنبال اين بود كه جلوی مضرات اينترنت گرفته شود، تلاش میكرد كه كميسيون و يا شورايی ايجاد كند كه جلوی مضرات و مطالب منفی اينترنت گرفته شود. جلسهای در دبيرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی تشكيل شد تا به اين موضوع رسيدگی كند، ما هم كه شركت داشتيم گفتيم جلوگيری از مضرات و آثار سوء به شورا نياز ندارد، اين كار با كارشناسی انجام میشود، شورا برای اين است كه كار جهشی انجام دهد. به هر حال آنچه شورای عالی انقلاب فرهنگی تصويبكرد شرح وظايف شورای عالی اطلاعرسانی بود، يعنی از تهيه و تنظيم كلان برنامه فناوری اطلاعات بود تا پايينترين كار كه شما بياييد اختلافات شركتها را هم حلكنيد.

   اين مربوط به چه سالی میشد؟

   سال 1377، درمورد مكان ديبرخانه هم بحث بود اما همه اعتقاد داشتند كه موضوع فرابخشی است، تحليلهايی كه به رئيس جمهور ارائه داده بودند اين بود كه اين كار بايد زير نظر مستقيم رئيس جمهور باشد حالا با ايجاد معاونت، سازمان يا وزارتخانه و… در جلسه دوم گفتيم كه اين شورای هم كارش فرهنگی است و نبايد در كشور دو تا شورا با رياست رئيس جمهور داشته باشيم، رويكرد ما فناوری اطلاعات بود، اولين كار ما اين بود كه دسترسی مردم به اينترنت دسترسی عادی شود و مورد تأييد باشد. ضوابط و آييننامهای تصويب و راهافتاد در همين حين هم جريانات ديگری هم آمده بودند تا نسبت به اين موضوع كنترل و نظارت داشته باشند، اين كار را در برنامه سوم دنبال كردند و نتيجه نگرفتند، از مجلس و شورای نگهبان میخواستند استفساريه بگيرند و آنها نظر مثبتی نشان ندادند، رفتند از مقام معظم رهبری امريه بگيرند ايشان هم چنين نظری ندادند.

    نظر مقام معظم رهبری در مورد اينترنت چه بود؟

   نظر ايشان اين بود كه اين محصول خوبی است و به شرطی كه درست استفاده سود و ضابطهمند شود اشكالی ندارد. حتی تعبيری هم بهكار بردند كه به نظر من تعبير زيبايی است، گفته بودند اينترنت مثل قديم كه آب در خانهها نبود و شبها آب را هدايت میكردند به آن انبار و در آنجا وقتی تهنشين میشد آب گوارايی میشد. ايشان تعبير كردهبودن كه اگر يك شب خواب میمانديم آن میآمد و همه چيز را میبرد. حالا اينترنت هم همين است كه اگر از آن درست استفاده كنيد، آب حيات است، اگر غفلت كنيد ممكن است از اساس و پی همه چيز را به همبريزد. اين تعبير خيلی وسيع و خوبی بود. مجموعه علما و آقايان در قم هم با موضوع از منظر درست آن آشنا شدند و شايد بشود گفت مؤسسات و دفاتر مراجع در قم يكی از بخشهای مؤثر در توليد مطالب ملی هستند، يعنی در طول دو سه سال گذشته بيشترين حجم توليد نرمافزار و اطلاعات را انجام دادند و خدمت بسيار مؤثری كردند. يعنی به راحتی صبح كه يك مدرس درس میدهد تا بعدازظهر درسش روی اينترنت است، و جالب است بدانيد كه سايتهای شيعه ما جزو سايتهايی هستند كه در بعضی از كشورها فيلتر میشوند!

   توجه به فناوری اطلاعات از چه زمانی در دولت شروع شد؟

   آقای خاتمی در دوره دوم رياست جمهوری به مسئله توجه كردند و گفتند از اولويتهای جديد توجه به فناوری اطلاعات است. بعد از شروع دولت ما هم پيگير بوديم سازمانبرنامه اولين قدم را برداشت و در بودجه سال 81 يك تبصره گذاشت و اعتباری پيشبينی كرد، نگاه سازمان برنامه نگاه پيشرويی است و ما هم از حدود ده دوازده ماه پيش با كمك تعدادی از مشاوران تمام اطلاعات ملی را جمع و جور كرديم و استنتاجها را هم انجام داديم و يك مقايسه بينالمللی هم كرديم با حدود 20 كشور دنيا از جمله آمريكا، انگلستان، دانمارك، ايرلند و…
" "

تعبيری مقام معظم رهبری بهكار بردند كه به نظر من تعبير زيبايی است، گفته بودند اينترنت مثل قديم كه آب در خانهها نبود و شبها آب را هدايت میكردند به آب انبار و در آنجا وقتی تهنشين میشد آب گوارايی میشد. ايشان تعبير كردهبودند كه اگر يك شب خواب میمانديم آب میآمد و همه چيز را میبرد. حالا اينترنت هم همين است كه اگر از آن درست استفاده كنيد، آب حيات است، اگر غفلت كنيد ممكن است از اساس و پی همه چيز را به همبريزد.

" "

  آغاز كار تهيه برنامه تكفا 5 ماه پيش بود؟

نه اين جمع كردن ها حدود ده، يازده ماه پيش بود.

  يعنی همزمان با كاری كه مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره اينترنت داشت انجام میداد؟

نه، قبل از آن شروع شده بود.

   به طور طبيعی قوانين و آيييننامهها در داخل برنامههای جامع قرار میگيرند، آيا برنامه تكفا هم از لحاظ اجرا بالاتر از قوانين ديگری است كه در اين عرصه وجود دارد، مثل قانون شورای عالی انقلاب فرهنگی و آيا زمانی كه شما خود به شورا رفت و آمد داشتيد اين را به آنها گفتيد كه در حال تهيه چنين برنامه جامعی هستيد تا آنها تصويب چنين قانونی را به تأخير بيندازند؟

   خير. كاری كه ما كرديم اين بود كه رهنمودهای مقام رهبری و نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی و اهتمام نظر دولت را بهعنوان چارچوبهای ارزشی قرار داديم و يك بررسی بينالملی، برنامه سوم توسعه و از جمع اينها چشمانداز و مأموريت و استراتژی و سپس اهداف و بعد برنامه اكشن پلان تهيه كرديم و براساس آن برنامه امسال را درآورديم. يعنی هم دبيرخانه را تقويت كرديم و هم به كل وزارتخانهها و استانداریهای گفتيم كه چگونه شورا تشكيل بدهند و اين شورا چگونه كميته فنی داشته باشد و نماينده آن در جلسات ستاد مركزی حضور پيدا میكند و…

   اين كاری كه صورت گرفته (تهيه برنامه تكفا) برای امسال يك برنامه جهشی و زيرساختی است و بايد آن را ببريم عملاً در برنامه چهارم توسعه خود را نشان میدهد و در آنجاست كه میتوانيم بگوييم برنامه دراز مدت سيستماتيك داريم.

  تا آخر امسال چه بخشهايی از اين برنامه اجرا میشود؟

   ما نظام درآند و بودجه را امسال شروع میكنيم اما اينكه بگوييم چه روزی همه برنامه اجرا میشود ممكن نيست چرا كه ممكن است اجرای يك برنامه حتی سه سال طول بكشد، بهعنوان مثال ايجاد سايت وب برای همه دستگاههای كشور تا آخر امسال ضروری است. به همين دليل ما با حدود 28 دستگاه بهطور جداگانه مذاكردهكرديم و هماهنگیهايی را انجامدادهايم، همه دستگاهها به اين منظور، مسئول IT تعيين كردهاند و الان در نقطهای قرار گرفتهايم كه برای توسعه كاربردی آماده هستيم.

  منظورتان از كاربری اين است كه بحث زير ساخت در برنامه ديده نشدهاست؟

   بحث زير ساخت و Connectivity حوزه وزارت پست و تلگرافو تلفن و شركتهای آن است كه بهطور كامل دارد انجام میشود و ماحصل آن برای بخشهای ديگر بهعنوان زيرساختارتباطی ديده شدهاست. جالب اين است كه بدانيد آمريكايیها در واقع با افزايش ظرفيت تبادل، هاب جهان شدهاند، ما حتی در برنامه نشان دادهايم كه چگونه آمريكا دارد اقتصاد جهان را میگيرد، اما در مورد وضعيت ما: 15 كشور اطراف ما هستند، كوتاهترين مسير خشكی به شمال آسيا هستيم، يعنی بعد از ما پاكستان و بعد هند اضافه میشوند، حالا اگر ما در كشور سرمايهگذاری كنيم میتوانيم هاب منطقه بشويم. مثلاً ژاپن يك رينگ فيبر نوری ايجاد كرده كه ترافيك آن به آمريكا نرود و برگردد چون در آن صورت بايد به آمريكايیها پول بدهند، بنابراين ما اگر داخل ايران بتوانيم ظرفيتسازی كنيم، در سه لايه ماهواره ديجيتالی، فيبر و ماهواره به اين صورت قرار خواهيدگرفت كه هر شهری به شهر ديگر حداقل در مسير دارد و به اين ترتيب اين امتياز را داريم كه اگر ظرفيت 10 گيگا بيت به بالا ايجاد كنيم میتوانيم هم خودمان ترافيك خودمان را حمل كنيم همبه 15 كشور همسايه سرويس بدهيم و همه عنوان Mirroring هاستهای بينالمللی را در اينجابگذاريم و هزينه ترافيك را كمكنيم، يك تئوری وجود داشته كه بين ما و مالزی و يكی از كشورهای شمال آفريقا (تونس يا مصر) بتوانيم يك مسير درست كنيم و ترافيك كشورهای اسلامی را در آن روت كنيم، اين تئوری مخابرات بهشدت جلو میرود البته در فيبر عقب هستيم علتش اين است كه فيبر را بايد كنار جاده كارگذاشت اما مناسبات وزارت راه اين كار را اجازه ندادهاست، مثلاً در مالزی داكت فيبر را جزو استاندار ساخت جاده قرار دادهاند، يعنی وقتی جاده میسازند داكت هم میگذارند كه هروقت خواستند فيبر را بكشند.

    برنامههايی كه شما برای زيرساختمخابراتی گفتيد، برای من خيلی تازگی داشت ولی مسئله اين است كه هماكنون در كجا قرارداريم. به اذعان بسياری از كارشناسان هماكنون وضعيت زيرساخت مخابراتی بسيار نامناسب است كاربران اينترنت ما از User DialUP استفاده میكنند كه از كيفيت نامناسبی برخوردار است و حتی مشاهده میكنيم كه بسياری از وزارتخانهها و سازمانهای دولتی بسترهای مخابراتی را خود جدا از مخابرات كشور ايجاد و از آن استفاده میكنند، حتی شنيدهام كه هيأت دولت هم شبكهای را بهطور جداگانه طراحی و استفاده میكند، با چنين وضعيت توسعه آنچه كه شما آن را كاربری و توسعه فناوری اطلاعات میناميد چگونه پيش خواهدرفت؟

   برنامهای كه پيشبينی شده به عنوان يك برنامه قادرسازی برای همه حوزهها است كاری كه دولت انجام میدهد اين است كه تحول اداری را با فناوری اطلاعات به هم نزديك كند تا بتوانند راهكارهای اصلاح را سريعتر كنند، الان خوشبختانه در سطح دولت عزمی شكل گرفته، در بعضی دستگاهها كار از قبل شروع شدهبود، حالا اگر همه اينها با هم در يك مجموعه انجام بگيرد میتواند يك حركت ساخت يافته سريع را برای ما ساماندهی كند. زيرساخت در واقع سنگ بنای همه اين صحبتهاست، البته اين را بگويم كه دولت شبكهمجزای ارتباطی خاص مخابراتی ندارد و دوستان در هيأت دولت چنين چيزی را دنبال كردند، ممكن است بحث فنی شدهباشد ولی آنها دنبال خلاف قانون نرفتند، در مورد زيرساخت اگر نگاه كلی كنيم میبينيم كه از سه سال گذشته دسترسی به اينترنتمان خيلی زياد شدهاست، يعنی الان در سراسر ايران بهخصوص در شهرهای اصلی دسترسی به اينترنت خيلی زياد شده و صحبتروی كيفيت و عرض باند و قيمت است. اين نشان میدهد كه جهتگيری درست است، ما بايد چند كار كنيم يكی اين كه سرعت و ظرفيت را زياد كنيم و دوم اين كه قيمت را پايين بياوريم، برای اين منظور تصميمگرفته شد كه مخابرات كشور در حوزه شبكه دسترسی و خردهفروشی وارد نشود، و اين كار كاملاً خصوصی جلو برود چرا كه غير از اين كه اشتغال و كارآفرينی را توسعه میدهد باعث بهبود كيفيت خدمات هم میشود. در حال حاضر ما در سطح دسترسی مشكلی نداريم در مورد كيفيت ما دو نوع كيفيت داريم يكی بايد در بكبون ظرفيت را بالا ببريم و دوم اينكه ظرفيت استفاده كنندگان را بالا ببريم. به عنوان مثال يك نفر خط اختصاصی 128 كيلو بيت خريده و روی اين ممكن است 100 مشتری به ISP متصل شود، چنين سيستمی بهطور طبيعی دچار مشكل میشود اگر ISP خودش كيفيت خوب داشته باشد بالطبع مشتری هم كيفيت اينترنت بهتری خواهد داشت. الان حدود 80 درصد خطوط تلفنی ديجيتال است. كارديگری كه ما میكنيم اين است كه E1 را به ISP میدهيم و اين باعث میشود كه خطوط DialUP مشتریها تا 54 كيلو بيت هم سرويس بگيرد. الان بهطور متوسط تا 32 كيلو بيت را میتوانند بگيرند مگر جاهايی كه تعداد مشتریها بالاست. در آييننامههای جديد افزايش ظرفيت پيشبينی شده است. هدف اغلب دولتهای آسيايی تسهيل و ارزانكردن اينترنت برای مردم بهعنوان يكی از مؤلفههای اصلی توسعه است. حتی بعضاً میشنويم كه بعضی از كشورها اينترنت را رايگان كردهاند و تجهيزات كامپيوتر و مودم را ارزان در اختيار مردم میگذارند. الان هزينه اينترنت ما در منطقه پايينترين هزينه است.

    اين ارزانی و فراگيری را كه شما از آن مخابرات میدانيد بيشتر مديون بخش خصوصی است، در طی سالهای گذشته آنها بدون كمكهای دولتی و حتی باوجود رقيب سرسختی چون مخابرات بهخوبی اينترنت را در كشور توزيع كردهاند.

   قطعاً وجود بخش خصوصی در اين عرصه مؤثر بودهاست يعنی الان تقاضا جلوتر از عرضه است ولی چون بخش عمده تأمين ظرفيتها در مخابرات است تقليل قيمتی كه مخابرات انجام داده در كاهش قيمت مؤثر است. چون بخش خصوصی نمیتواند وقتی مخابرات قيمت خود را پايين آورده، قيمت خود را بالا نگاه دارد البته اذعان داريم كه چه خصوصی و چه دولتی اگر اينترنت را برای خود انحصاری كنند قيمت را بالا نگاه میدارند. همين الان مخابرات پولی را كه بهدست میآورد صرف توسعه میكند ولی بايد نوع رفتارش در بازار به گونهای باشد كه مردم از آن متنفع شوند.

قسمت دوم >>

 

 

  

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 

 

 
 Copyright CCW Magazine