|
جستاری درباره ارتباطات
انسانی و گونههايش
تا قبل از اين كه انسان
نوشتن را ياد بگيرد، رابطههای
انسانی همه رودررو بود؛ ارتباط رودررو هم لااقل به دو چيز نياز داشت:
«هممكانی»
و «همزمانی».
كمكم
كه انسانها
توانستند نمادها يا نشانههای
پيچيدهتری
را برای رساندن منظورشان به يكديگر بكار گيرند، موفق شدند كه با
استفاده از دود، صداهای مخصوص، آتش و... بر يكی از اين دو محدوديت،
يعنی «فاصله» تا حدی غلبه كنند. اما پيچيدهترين
نمادهای آن زمان نتوانستد به انسان كمك كنند كه مانع «زمان» را هم در
ارتباطات بين فردی كم اثر كند؛ تا اين كه «خط»-در شكلهای
ابتدايیاش-
بوجود آمد و به انسان كمك كرد كه بتواند بر «زمان» هم چيره شود.
توانايی نوشتن، افق
جديدی را بر انسان آن عصر گشود، چرا كه بهوسيله
آن، ارتباطات انسانی نه ديگر محدود به زمان بود و نه مكان؛ بنابراين
انسان برای اولين باز توانست خود را با گذشته و آينده متصل كند.
تا قرنها،
پيچيدگی نمادهای ارتباطی(يا همان تكنولوژی ارتباطی) تغيير اساسی
نيافت و فقط در محدوده خودش پيشرفت كرد. مثلاً زبان پيشرفت كرد و
ادبيات بوجود آمد، و يا اين كه نوشتن با قلم تبديل به چاپ شد، و از
اين قبيل.
اگر دقيقتر
درباره ارتباطات انسانی بيانديشيم، میتوانيم
دو عامل مهم را در آنها بيابيم و بر اساس تركيب اين دو عامل، هر
وسيله ارتباطی را ارزيابی كنيم. يكی اين كه آيا فرستادن و گرفتن پيام
با استفاده از اين وسيله ارتباطی، بايد همزمان باشد يا اين كه میتواند
همزمان نباشد(همزمانی/ناهمزمانی)؛ و ديگری اين كه در اين نوع ارتباط،
چقدر اطلاعات، بالقوه می تواند از فرستنده به گيرنده منتقل شود. به
طور مثال، در ارتباط رودررو دو طرف از چشم، گوش، بينی، و حتی از حس
لامسه خود برای رساندن پيام خود استفاده میكنند،
ولی در بعضی از انواع ديگر رابطهها،
تنها بعضی از حواس پنجگانه بكار میروند.
در اين حالت میتوان
گفت نوع ارتباط بيشتر ذهنی است تا جسمي(ذهنی/جسمی).
با استفاده از اين دو
متغير يا دو محور، يك مدل ساده میتوان
ساخت. (شكل 1) همانطور كه در اين مدل ديده میشود،
تمام وسايل ارتباطی (يا به بيان ديگر تكنولوژیهای
ارتباطي) به چهار دسته تقسيم شدهاند.
اين چهار دسته نه تنها انواع تكنولوژیهای
ارتباطی را از هم جدا میكنند،
بلكه به نوعی سير تاريخی پيشرفت ارتباطات انسانی را نيز نشان میدهند.

در بخش شماره يك اين
مدل -كه در واقع قديمی ترين و سرچشمه بقيه بخشهاست-
انواعی از وسايل جا میگيرند
كه رابطهای«همزمان»
و بيشتر «جسمی» را مقدور میكنند
تا ذهنی. مثلاً در يك گفتوگوی
رودررو، دو طرف از تمام حواس خود استفاده میكنند
و همزمان با هم رابطه بر قرار میكنند.
در مقابل، در بخش شماره
چهار مدل مذكور، وسايلی جا میگيرند
كه رابطهای «ناهمزمان» و بيشتر «ذهنی» بين دو نفر برقرار میكنند.
اين نوع از رابطه بين فردی، پس از اختراع خط به وجود آمد و بيشتر در
شكل «نوشته» بروز میيابد.
اين نوع از وسايل ارتباطی بدليل اين كه مانع سنتی «همزمانی» را با
استفاده از تكنولوژی «خط»-كه اگر خوب به آن دقت كنيم، تكنولوژی بسيار
مدرنی است- از ميان برداشتند، كمكم
زمينه تمدن مدرن را پايه گذاشتند كه بوسيله انباشت علم و تجربه نسلهای
مختلف، توانست ذهن و زندگی بشر را تغيير دهد.
بخش شماره دو از اين
مدل در واقع درنتيجه قرنها
استفاده بشر از بخشهای
اول و چهارم به وجود آمد. وسايل ارتباطی كه در اين بخش جا میگيرند،
اغلب در قرن بيستم خلق شدهاند
و درواقع وسايلی مدرن محسوب میشوند.
آنها با اين كه رابطهای
«همزمان» را ميسر میكنند
اما اين رابطه بيشتر «ذهنی» است تا جسمی. تكنولوژیهای
نسبتا قديمیتر
مانند مورس و تلفن، و يا جديدتر مانند «پيامرسانهای
آنی» (Instant Messenger) يا «گپ اينترنتی» (Chat) در اين دسته جا میگيرند.
نكته جالب توجه آن است كه بعضی از تكنولوژیهای اين دسته، مانند
ويديوفون، چنان به مرز دسته بخش شماره يك (روابط همزمان و جسمی)
نزديكند كه در آينده نزديك شايد بتوان در آن بخش جايشان داد.(نوعی
بازگشت به سرچشمه)
بخش شماره سه و آخرين
بخش از اين مدل كه هنوز تكنولوژیهای
كنونی نتوانستهاند
به آن دست پيدا كنند، انواعی از رابطه را شامل میشود
كه با اين كه «جسمی» هستند، «همزمان» نيستند. ممكن است تصور چنين
رابطهای
كمی دشوار باشد، اما اگر كمی به سبك فيلمهای
علمي-تخيلی، تصورمان را بالاتر پرواز دهيم شايد بتوانيم مثلا نوعی
دستكش مخصوص را تصور كنيم كه احساس لمس كردن دست فردی را كه در گذشته
ضبط شده، برای اعصاب و مغز ما بازسازی كند. نمونه بهتر اين نوع از
وسايل ارتباطي-كه هنوز تا ساخته شدنشان راه زيادی در پيش است- در
فيلم Strange Days يا روزهای عجيب(نوشته جيمز كامرون و كارگردانی
كاترين بيگلو در سال 1995) به خوبی نشان داده شده است؛ نوعی كلاه
مخصوص كه روی سر قرار میگيرد
و با انتقال دادن علامتهايی
(كه قبلاً توسط مغز فرد ديگری ثبت شده) به اعصاب مغزی ما، ادراكات آن
فرد را برای ما دوباره میسازد؛
درست مثل اين كه همه چيز را از ديد آن فرد ببينيم، بشنويم، لمس كنيم،
ببوييم و بچشيم.
چيزی كه بيشتر به بحث
ما مربوط است، آن است كه اينترنت از همه بيشتر به تعداد تكنولوژیهای
ارتباطی كه در بخش شماره دو هستند افزوده است؛ يعنی نوع ارتباطی كه
«همزمان» و «ذهنی» است. اين نوع ارتباطات كه بطور عمده در Instant
Messaging و Chat خلاصه میشوند،
به دليل ارزانی، كارايی و سادگیشان،
در چند سال اخير در كشورهای پيشرفته بسيار پرطرفدار شدهاند.
البته بجز اينها، در كشورهايی كه به خاطر محدوديت های مختلف، افراد
نمی توانند آزادانه روابطی از مدل شماره يك با يكديگر برقرار كنند،
گرايش به سمت اين نوع وسايل و تكنولوژیهای
جديد بيشتر است.
ارتباطات «همزمان-ذهنی»
طبيعتاً جنبه هايی مثبت و منفی(تهديدها و فرصتها)
نيز دارند كه بسته به جامعهای
كه در آن بكارگرفته میشوند،
متفاوت است.
فرصتها
• تكنولوژیهای
ارتباطی موجود در اين بخش(همزمان ذهنی) روابطی «ولرم» بين دو طرف
برقرار میكنند؛
به اين معنی كه به دليل ذهنی بودن، اين نوع رابطه در ذات خود نه
نزديك و داغ است(مثل رابطه حضوری) و نه سرد(مانند نامه پستی)، بلكه
حالتی بينابين دارد. اين ولرمی موجب آن میشود
كه رابطههايی
از اين نوع، دوام نسبتاً زيادی داشته باشند. به عبارت ديگر، در اين
نوع رابطه، بسيار بيشتر طول میكشد
كه كسی بتواند به درجات احساسی به شدت مثبت(عشق) يا به شدت
منفی(نفرت) برسد. مثلاً بسياری از كسانی را كه ما هر روز در فهرست
Instant Messenger خود میبينيم،
احتمالاً تنها چند بار در سال به طور حضوری میبينيم.
اما از طريق اين پيامرسانها
هر روز میبينيمشان
و شايد رابطهای
محدود در حد احوالپرسی نيز با آنها داشته باشيم كه ممكن است اين حد
از رابطه سالهای
سال بين دو طرف بماند و كم يا زياد نشود.
• رابطه مدام و ولرمی
كه از اين طريق برقرار میشود،
در كل موجب گسترده شدن شبكه اجتماعی افراد هم میشود؛
به اين معنی كه بالقوه می توان به راحتی با افراد بسيار زيادی رابطه
«ولرم» داشت و شبكه ارتباطاتی اجتماعی خود را- كه يكی از مهمترين
عوامل موفقيت شخصی و كاری در جوامع شهرنشين امروزی است- گسترش داد.
• خطر مزاحمتهای
مختلفی كه در رابطههای
«همزمان جسمی» ممكن است برای افراد ايجاد شود در اين نوع
رابطه(همزمان ذهنی) بسيار كمتر است، بنابراين دو طرف میتوانند
بدون ترس از اعمال خشونت جسمی طرف مقابل، به رابطهشان
ادامه دهند. به همين علت نيز دوطرف استرس و فشار عصبی پايينتری
را در هنگام رابطه با يكديگر تحمل میكنند.
• خصوصيت «ذهنی» اين
نوع از رابطه، افراد را پشت نقابی پنهان میكند
كه به آسانی قابل تغيير است. وجود اين نقاب يا ماسك، به نوعی سپر
شخصيتی تبديل ميشود كه اتفاقاً همانقدر كه میتواند
جنبههای
منفی داشته باشد، جنبههای
مثبت هم دارد. مثلاً در زندگی افرادی كه ناتوانیهای
جسمیشان
(مانند ناشنوايی، لكنت زبان، نقصهای
ظاهری) مانع از داشتن رابطهای
سالم و عادی با ديگران میشود،
روابط «همزمان ذهنی» ميتواند تاثير بسيار مثبتی بگذارد.
• محدوديتهای
طبيعی(مانند دوری راهها
يا فاصله زياد) و محدوديتهای
اجتماعي(نبايدها) در اين نوع از روابط كم اثر میشوند؛
در نتيجه، افراد میتوانند
با هر كس كه بخواهند بهرغم
فاصله زياد مكانی مرتبط باشند.
• نتيجه كماثر
شدن فاصله مكانی در اين نوع رابطه موجب میشود
كه افراد به طور تقريبی هميشه قابل دسترسی باشند. اين خصوصيت میتواند
از طرفی مثلاً برای كسانی كه میخواهند
با اعضای خانواده خود هميشه در تماس باشند، و از طرفی ديگر برای
پزشكان، مأموران امنيتی و ايمنی و از اين دست، بسيار مفيد باشد.
تهديدها
• نقاب يا سپر شخصيتی،
جنبههای
منفی هم دارد، بخصوص زمانی كه فردی خود را كاملاً متفاوت با آنچه كه
هست نشان دهد و در حقيقت طرف مقابل را درباره خودش فريب دهد. اين امر
زمانی تهديدآور میشود
كه قرار باشد رابطهای
حضوری بر مبنای اين رابطه دروغين شكل بگيرد. تعداد نسبتاً زياد
قربانيان اين مسئله، بخصوص در ميان دختران نوجوان كشورهای پيشرفته،
از جدی بودن اين تهديد حكايت میكند.
• به دليل ظرفيت پايين
انتقال اطلاعات در اين نوع رابطه-كه در اصل علت «ذهنی» بودن اين نوع
رابطه است-، احتمال پيشآمدن
سوءتفاهمهای
گوناگون در اين نوع روابط بالا است.
• هميشه در دسترس بودن،
جنبههايی
منفی نيز دارند كه از آن جمله میتوان
به استرس يا فشار عصبی كه ايجاد میكند
اشاره كرد. اين فشار عصبی ناشی، از آن است كه فرد احساس میكند
هيچوقت نمیتواند
در آرامش كامل باشد و هر لحظه ممكن است هر كسی بتواند خلوت او را به
تصرف خود درآورد. در عين حال، اين موضوع میتواند
موجب مزاحمت برای حيطه خصوصی يا Privacy افراد نيز باشد.
در پايان اگر از منظر
اجتماعی و تاريخی به اين مدل نگاه كنيم، شايد بتوان گفت كه در جوامع
سنتی بيشتر روابط از نوع «همزمان جسمی» يا «ناهمزمان ذهنی»اند، در
حالی كه در جوامع مدرن، كاربرد دو نوع «همزمان ذهنی» و «ناهمزمان
جسمی» هر روز بيشتر از قبل میشود.
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
*
«حسين درخشان» روزنامهنگار
آزاد مقيم كانادا و دانشآموخته
جامعهشناسی
است و درباره اينترنت می نويسد. يادداشتهای
روزانه او را در
www.hoder.com/i بخوانيد.
|