|
اينترنت درچند ماه اخير
به يكی از
بحثانگيزترين
موضوعات جامعه بدل شده است. اين مباحثات،
در اكثر
حوزهها
اعم از اقتصادی، سياسی،
اجتماعی، قانونی،
صنفی و فنی
جريان داشته و لايههای گوناگونی
از صاحبنظران را در سطوح مختلف به اظهارنظر واداشته است. نقطه كانونی
اين
گفتوگوها پيرامون
مصوبهای است كه از سوی
شورای عالی
انقلاب فرهنگی و با عنوان «ضوابط شبكههای
اطلاع رسانی» به صحنه عمومی
راه يافت و جنجال گستردهای
را برانگيخت.
وجود مبانی
فنی ناصحيح و
نيز تناقض در اين
مصوبه، همچنين داشتن تبعات نامناسب و حتی
خطرناك برای جامعه، متخصصين
و دستاندركاران و… به همراه تشكيك
در لازمالاجرا بودن مصوبه، از زمره مشكلاتی
بود كه از سوی منتقدين
عنوان
میگشت و در مطبوعات و اظهار نظرها
منتشر
میشد.
اين نوشتار، از آنجا كه نقد اين
مصوبه را موضوع خود نمیداند، مشكلات
مزبور را مطمح نظر قرار نمیدهد، و فقط به
اين تذكر بسنده
میكند كه باكمال شگفتی، در اين
مدت و تاكنون، تقريباً هيچ
گفته يا نوشته موافق و همدلانه با اين
مصوبه و روح كلی محدودگرانه حاكم بر آن
از سوی متخصصين،
دستاندركاران، مطبوعات و حتی راديووتلويزيون
منتشر و منعكس نشده است.
هدف اين نوشته، توجه به اين
سئوال است كه اگر يك نهاد كلان مانند
شورای عالی
انقلاب فرهنگی بخواهد بنا به وظيفه،
حوزه تخصصی خود ـ فرهنگ ـ را در مواجهه
با پديدهای
جديد و مؤثر مانند اينترنت
بكاود و «دستورالعمل ملی» بيابد،
آيا نتيجه
كار، چنين مصوبهای
خواهد بود؟
جواب اين مقاله به سؤال مزبور، بدون كمترين
ترديدی منفی
است، زيرا محتوا و ادبيات
حاكم برآن(كه نتيجه فعاليت
ذهن و زبان تدوينكنندگان آن است) به وضوح نشان میدهد كه اساساً مقوله «فرهنگ
و اينترنت» دغدغه ايشان
نبوده، و نتيجتاً در پيچ
وخم مباحثی چون «چگونگی
اعطای مجوز اينترنت»،
«پروكسی سرور»، «پالايش
و سيستم برج وبارو!»، «لزوم نصب مجوز كافینت برديوار» و... گرفتار آمدهاند.
بديهی است كه
برای يافتن راهبرد شايسته
توسط تصميمگيرندگان
عرصه فرهنگ كشور، نگاه مزبور بايد تحولی
اساسی يابد.
در اين مجال، فقط به اشاره، دو محور اساسی
را كه بايد مدنظر قرار گيرد عنوان میكنم:
ـ فناوریهای
جديد به ويژه
اينترنت، در كنار تاثيرات
شگرف در زندگی انسان امروز، نوعی
همسانسازی فرهنگی
را به جوامع گوناگون، توصيه و حتی
تحميل میكنند؛ آنچه تحت عنوان نگرانی از پديده
«جهانی شدن» (و مقاومت در برابر آن)موضوع
بحث متفكرين امروز است، حكايت
از خطری دارد كه فرهنگهای
متنوع را تهديد میكند. سادهانگارانه است كه برای
مقابله با اين خطر، ابزاركودكانهای
مانند سانسور را راهحل بدانيم. حفظ و
نگهداری فرهنگ ملی
در غوغای ارتباطات جهانی،
نيازمند مطالعه، گفتوگو و پژوهش، برنامهريزی و
راهبردهای كلان، و نيز
عزم ملی است. اولين
گام يك نهاد ملی
در عرصه فناوری اطلاعات و اينترنت
و فرهنگ، قطعاً همين است.
ـ زبان را هرچند میتوان تحت قالب كلی
فرهنگ ديد، ولی
به اقتضای ساختار شبكه اينترنت، میبايد به
آن، موضوعيتی
مستقل داد، چراكه حضور زبان در اينترنت،
دقيقاً به معنای
حضور فرهنگ است. از آنجا كه زبان فارسی
در شبكه جهانی دچارمشكلات ويژهای است، وظيفه
عاجل بالاترين نهاد فرهنگی كشور، بیترديد
نگاه ويژه به زبان، و تدوين
راهحلهای مناسب(با همفكری
كارشناسان) برای حضور قوی
زبان فارسی در اينترنت
است.
|