پیمان رضایی
prezaee@irantelecom.com       

فرو ريختن يک امپراتوری
چگونه ورلدكام ميلياردها دلار در طرح هرمی شركتها ضرر كرد

نسخه  pdf

 

عناوين زيادی در مورد پنهان كردن نزديك به چهار ميليارد دلار ضرر در صورتحسابهای محاسباتی شركت ورلدكام در مطبوعات به چاپ زير رسيد:

 نيويورك تايمز: ورلدكام میگويد كه 8/3 ميليارد دلار هزينه را اظهار نكرده است.
 وال استريت ژورنال:كاوش در حسابهای داخلی شركت ورلدكام پرده از سواستفاده گسترده اين شركت برداشت.
 فايننشال تايمز:پس از برملا شدن تقلب مالی8/3 ميلياردی، شركت ورلدكام،مديرمالی خود را اخراج كرد.

   اما داستان چيست؟ مديرمالی و حسابدارانرون، با شيوه مشخص و حساب شده ميلياردها دلار هزينه را به عنوان هزينههای سرمايهای طبقهبندی كردند. بزرگی اين سواستفاده مالی چنان است كه ‎آدمی را در مورد هر حساب و كتاب مالی به شك میاندازد.

اما سواستفاده مالی يك سوی قضيه و بخشی از داستان است.روزنامهنگاران ضربالمثلی دارند كه میگويد:

Follow the money

   بیشك درك سقوط امپراتوری ورلدكام بدون دانستن گذشته رو به اوج و توام با موفقيت آن ميسر نيست.ورلدكام و شركتهای مخابراتی همتای آن در دوران بهكامی در دهه 90 ميلياردها دلار درآمد كسب كردند. پس از مطالعه مسائل مالی اين شركت، حالادريافتهاند كه تمام اين درآمد حاصل ساختار هرمی شركتها بوده است. با اضمحلال هرم شركتی آغاز و پايه سقوط ورلدكام فراهم شد.

   به عبارت ديگر، كلاهبرداری محاسباتی، معمولا آخرين عمل شركتهای نااميدی است كه با اين كار میخواهند خودرا نجات دهند. مشكل اصلی را سو استفاده محاسباتی ايجاد نكرده است بلكه موضوع به كلی چيز ديگر و اساسا قانونی است.

   اين روزها، تقلب دراسناد محاسباتی علامت بيماری جديدی است كه در وال استريت در حال شيوع است يعنی ساختار هرمی شركتها.

دوران بهكامی در امپراتوری ورلدكام

   ورلدكام در آغاز به عنوان شركتی واقعی با درآمد واقعی آغاز به كار كرد. اين شركت به عنوان فراهمآ‎ور خدمات راه دور پس از تجربه AT&T در سال 1983 متولد شد. ورلدكام در دهه 90 اوج گرفت و شروع كرد به خريدن شبكههای مخابراتی، شبكه مخابراتی IDB در سال 94 ،10 هزار مايل فيبر نوری متعلق به شركت گروه مخابراتی ويليامز در سال 95 و شركت MFS و اجازه ظرفيت شبكه در سال 96، از جمله اين فعاليتها بود.با اين خريدها ورلدكام توانست در بازار پر منفعت و رو به رشد موسومcarrier’s carrier وارد شود. بازار(carrier’scarrier)بازاری است كه شركتهای فرابر(كرير) ظرفيتهای اضافی خود را به ديگر شركتهای فرابر میفروشند يا اجاره میدهند.

  نحوه كار به اين ترتيب بود كه ورلدكام ظرفيتهای خودرا به صورت عمده فروشی به ساير شركتهای مخابراتی كه نمیخواستند خود برای ايجاد شبكه هزينه كنند، میفروخت.

   در آغاز، اين راهبرد به خوبی پيش میرفت يعنی با جهانی شدن ارتباطات و رشد اينترنت،بازار عمده فروشی ظرفيتهای جهانی گرم شد و ارتقا يافت.

ولی پس از اوج گيری ورلدكام، دانههای اضمحلال نيز پاشيده میشد. وضعيتی كه در ساختار هرمی شركتها ايجاد میشد.

چگونگی هرمی شدن ورلدكام

   تا زمانی كه مشتری وجود دارد و برای خدمات هزينه میكند و پول به شركتها میپردازد، هرمی شدن كمتر به وجود میآيد.همه داستان از زمانی آغاز شد كه مسئله مسيرهای استفاده نشده مطرح شد.

   نصب فيبر ارزان است. چرا كه بيشتر هزينه ها مربوط به گذاشتن فيبر مربوط به حفاری و نصب آن در زير دريا است.در واقع شركتها هنوز تجهيزات مربوط كدگذاری نوری (ليزری) فيبر نوری را نصب كردهاند، لذا اين كابل هنوز استفاده نشده است.

   سپس كابل بلااستفاده، موتور رشد بازار كرير شد و اين شركتها كابلها را نه به مشتريان، بلكه به شركتهای رقيب خود واگذار میكردند.

   بطور مثال، گلوبال كراسينگ در آغاز دارای 14000 كيلومتر كابل موسوم به AC-1 بود كه امريكا را به اروپا متصل میكرد. بسياری از صنايع رقيب اين شركت میخواستند كه طرح AC-1 شكست بخورد. از سوی ديگر، رقبايی چون دويچه، تلكوم، لول تری، Qwest مبالغ گزافی به كلوبال كراسينگ پرداختند تا بخشی از فيبر AC-1 را به دست آورند.دليل اين امر هم مشخص است:هيچ شركتی دارای شبكه جهانی نيست و بايد از امكانات شركتهای ديگر استفاده كنند.

   بازار فيبرهای نوری بلااستفاده با ديگر بازارها، تفاوتهايی دارد.به طور مثال در برخی صنايع وقتی جنسی فروخته شد، به طور كل از مالكيت و دسترس فروشنده خارج میشود ولی در بازار فيبر نوری بلااستفاده شركت فرابر(carrier) میتواند دسترسی به شبكه خود را به ديگری واگذار كند در حالیكه هنوز شبكه در مالكيت خودش قرار دارد.اين مسئله به عنوان درآمد اين شركت ثبت و ميزان سرمايه شركت بزرگتر میشود. معمولا اين سرمايه برای ايجاد ميزان بيشتری از فيبر نوری بلااستفاده، مصرف و هرم نيز حفظ میگردد. همين شركت برای تكميل شبكه خود، از شركتی كه به او ظرفيت فيبری فروخته، ظرفيت میخرد و دور ادامه میيابد. به عبارت ديگر، بزرگترين كارفيبر نوری بلااستفاده، بزرگ كردن ساختار هرمی در تاريخچه شركتهاست.

وضعيت رقابت

   اغلب رقبا در عالم رقابت دست به كارهايی چون پايين آوردن قيمت، گرفتن سهم بازار شركتهای رقيب و معرفی بهتر محصولات خود میزنند. اما در بازار عمده فروشی ظرفيت، رقابت از اين حالت خارج و به شكل مناسبی تبديل میشود.شايان ذكر است كه در زمينه فيبر نوری بلااستفاده كه سبب رشد بسيار بالای درآمد اين صنعت شده است،شركتها تا مرز انحصار و تك قطبی شدن پيش رفتند.

برخی سوابق شركتهای بزرگ عبارتند از:

   شركتQwest در ابتدا برای دو شركت ورلدكام و فرونیتر كابلگذاری میكرد ولی در سال 1996،به صورت جدی دست به كار ساخت شبكه برای خود شد.

   ويليامز در سال 1995 شبكه خود را به 1995 فروخت. ولی در سال 1998 ساخت شبكه جديدی را از پايه برای خود آغاز كرد.
در سال 1998 ،شركت كانادايی ساخت شبكه به نام لدكر ledcor كه شركت360networks را بنا نهاده بود،به لول تری پيوست.

   كلوبال كراسينگ در سال 1998،كابل سرعت بالای خود را در عرض اقيانوس و زير آب نصب كرد.برخی شركتها از وضعيت هرمی به عنوان بخشی از اقتصاد مورد نياز خود استفاده میكنند.آقای مايكل ماهونی از شركت viatel، از 150 ميليون دلار سرمايهگذاری در گلوبال كراسينگ كه شركت رقيب او محسوب میشود،خبر داد.ايشان مسئلهco-opetition كه به مفهوم همكاری در عين رقابت میباشد را عنوان میكند كه اين روزها در بازار رايج شده است.

   ولی ما از مشكلات مالی و شكستهای اخير شركتهای فنی ياد گرفتيم كه قوانين اقتصاد را نبايد ناديده گرفت. co-opetition نتيجه اقتصاد جديد نبود بلكه علت آن طرح و ساختار هرمی و عرضه سهامی بود كه باعث اقبال شركتهای فنی بسياری شد.

فعاليت هرم

   با ورود فراوان شركتهای جديد به بازار فيبرنوری آماده برای بهرهبرداری و استفاده نشده، هرم مخابراتی به سرعت شروع به رشدكرد.

ساختار هرمی شركتها

نحوه مرحلهای فعاليت هرم چنين است:

 1-ورلدكام خبر از نتايج عالی بازار فرابر-فرابر میدهد(carriers carrier)
 2-شركتهای جديد، سرمايه زيادی را به اين هرم وارد میكنند.
 3-شركتهای جديد برای ايجاد شبكه جهانی خود مبادرت به خريد كابل فيبر استفاده نشده از ورلدكام میكنند.
 4-ارزش سهام ورلدكام بالا میرود.

اين دوره مجددا تكرار میشود.

 1-شركتهای جديد با استفاده از ارزش سهام ورلدكام، سرمايه خود را افزايش میدهند.
 2-شركتهای جديد با استفاده از سرمايهای كه از اين طريق حاصل كردهاند مبادرت به ساخت شبكههای خود میكنند.
 3-همه شركتها ظرفيتهای اضافی خود را به يكديگر میفروشند.
 4-زير ساختار و ارزش شبكه افزايش میيابد.

   در اينجا، اين سؤال پيش میآيد كه در اين هرم، مشتری در كجا قرار دارد و اين يك پرسش اساسی است. در اينجا كاربر واقعی خريدار ظرفيت ديده نمی شود. در حقيقت، هرم با سرمايه شركتهايی اداره میشود كه ظرفيتهای خود را با يكديگر معامله میكنند و مثل همه هرمها سرمايه از دست شركتهای جديد به شركتهای قديمی میرسد. متاسفانه، اين امر به اين مفهوم است كه اگر سرمايه جديدی وارد اين هرم نشود و در بدنه آن جاری نگردد، هرم از حالت شكيل خود خارج میشود و رو به اضمحلال میرود. حال اگر هر شركت مخابراتی بتواند سه شركت جديد را وارد اين هرم كند، هرم مخابراتی به سرعت رشد میكند. اما در اين حالت هم بدنه اين هرم سه برابر میشود و متاسفانه بايد گفت تعداد شركتها، مديران و سرمايه نامحدود نيست كه هرم را زنده بماند.

   همگان میدانند كه شركتهای تازه واردی مثل مكلودو، ايكس، اكاميونيكيشن صدها ميليون دلار برای خريد ظرفيت به قديمیهای هرم پرداختهاند. ولی برای زنده ماندن هرم جريان دائمی سرمايه بايد وجود داشته باشد.با كاهش فروش، قيمتها كاهش میيابد و در نتيجه شركتهای جديد از انجام سرمايهگذاری خودداری میكنند. به سبب نبودن تقاضای كافی از سوی كاربر انتهايی، هرم از منبع اصلی سرمايه محروم و به مرگ محكوم میشود. مسئلهای كه گريبانگير ورلدكام شد.

تقلبهای محاسباتی در حين رشد هرم

   با اضمحلال هرم، مديران اجرايی و حسابداران، به انتهای خط میرسند.اين مهم نيست كه اين شركت چقدر تواناست. در اين شرايط هماهنگ كردن اقتصاد شركت با ساختار هرمی شركتی تقريبا غيرممكن است.(منظور از ساختار هرمی شركتها، ارتباط شركتهايی است كه ساختار رفتاری و رابطه آنها از شكل هرم تبعيت میكند.)با وجود تقلبهای محاسباتی كه روز به روز در حال افزايش است،تعجبی ندارد كه سرمايهگذاران، در ساختارهای بيمار سرمايه گذاری كنند. مسئله اين است كه اگر حسابرس فاسدی دست به تغيير آمار و ارقام اسناد نزند، باز حركت هرمی ميلياردها دلار سرمايه شركتها در ساختار هرمی شركتها ادامه خواهد داشت در اين حالت حتی حسابداران درستكار نيز نمیتوانستند از بيماری هرمی ورلدكام جلوگيری كنند.

   اگر بخواهيم درآمد حاصل از ساختار هرمی را مقايسه و بررسی كنيم میبينيم كه كلكهای محاسباتی مثل درآمد معاملات سفر دو طرفه round trip يا تبادل توخالی hollow swap ارقام كوچكی را به خوداختصاص میدهند.

   درآمد معاملات موسوم به سفردوطرفه، قصه قديمی شركتهاست.به اين مفهوم كه مثلا شركتهايی چون Qwest ظزفيتهايی را با ارزش يكسان با شركتهای فرابرcarrier ديگر معامله يا بهتر بگوييم تبادل میكنند و هردو ميزان معامله را در بخش درآمدهای خود، به عنوان درآمد واقعی ثبت میكنند.بنا به مسائلی كه افشا شده است، معاملات تبادل توخالی، در 9 ماهه اول سال 2001،4درصد از معاملات شركتQwest را تشكيل داده است.

بخشی ازدرآمدهای معاملات((سفر دو طرفه)) و همچنين حجم اين معاملات در ساختار هرمی مخابراتی چنين است:

 17 فوريه 2000: شركت گلوبال كراسينگ، بخشی از ظرفيت كابل AC-1 خود را به مبلغ نامشخصی به شركت لول تری فروخت.

 2-17 جولای 2000: شركت لول تری، بيش از 100 ميليون دلار از كابلهای بلااستفاده در شبكه خود را به شركت كر اكسپرس واگذار كرد.

 3-20 دسامبر 2001:      شركت ويليامز كامينونيكيشن دارايیهای شركت ورشكسته كر اكسپرس را خريد.

 4-16 دسامبر سال 1999: شركت ويليامر كامينيوكيشن 5/26 ميليون دلار از كابلهای شبكه خود را به شركت360 نتوركس فروخت.

 5-18 جولای 2000: شركت 360نتوركس برای تكميل شبكه خود، معاملهای را با گلوبال كراسينگ به مبلغ 180 ميليون دلار انجام داد.

   از نظر حسابداران، تا زمانی كه دو شركت علنا معاملات تبادل توخالی انجام نداده باشند، هيچ خلافی صورت نگرفته است.با اين حال پر واضح است كه درآمدهای حاصل از فروش در گردش هرمی كه در نتيجه ورود يك سرمايهگذار جديد ايجاد میشوند به همان اندازه درآمدهای حاصل از سفردوطرفه، گول زننده و فريبنده میباشد.

اقتصاد هرم

   اين اولين هرمی نيست كه منجر به ايجاد شكاف در اقتصاد ايالات متحده میشود. يكی ديگر از اين هرمها، هرم صنعت رسانههای ديجيتالی بود. دوره و مسائلی كه در اين دوره گذشت، بسيار شبيه بخش تلكوم بود.در اينجا، شركتهای رسانهای ديجيتالی دست به فروش تبليغات بيشتری زدند. فرايند چنين بود:

1-سرمايهگذاران سهامهايی را از ياهو خريدند.
2-قيمت سهام ياهو بسيار افزايش يافت.
3-برگشت بالای سرمايهگذاری نظر ساير سرمايهگذاران را به بخش رسانهای ديجيتالی جلب كرد.
4- سرمايه گذارانی كه دست به مخاطره و ريسك میزدند، شركتهای جديد رسانهای ديجيتالی ايجاد كردند.
5-اين شركتهای جديد در ياهو دست به تبليغات زدند.
6-درآمد و قيمت سهام ياهو، بالا رفت و پول بيشتری را به جيب سرمايهگذاران قديمی ريخت.
7-اين امر سبب شد كه شركتهای جديد بين مردم مطرح و پول بيشتری نصيب اين بخش شد.
8-از مرحله سوم دوباره اين مسئله ايجاد و تكرار شد.

   ولی درسهای حباب شركتهای رسانهای ديجيتالی برای بخشهای ديگر عبرت نشد. حباب رسانهای ديجيتالی همانند بخش تلكوم دارای دو مقوله بود:

-اقتصاد هرمی: ساختار هرم تبليغات بنر(Banner) رشد بسيار زياد درآمد را ايجاد كرد.

-جنون رسانهای: رشد درآمد سبب نوعی تبليغات پر سروصدا برای بانكهای سرمايهگذار و رسانهای شد و وضعيت هرم را بغرنجتر نمود.

   در حقيقت توان اين شركتهای فنی برخاسته از قدرت اقتصادی موجود در ساختار هرمی شركت میباشد و تخريب در اين ساختار به طور فزايندهايی در حال ايجاد است. به طور مثال شركتهای رسانهای ديجيتالی بی حساب ميليونها دلار در تبليغات بنری خرج كردند و شركتهای مخابراتی ميلياردها دلار در فيبر نوری، شبكه پی بستر و كابلهای زير دريايی سرمايهگذاری كردند تا هرم همچنان پا برجا بماند.

   بزرگ شدن ساختار هرمی و توان فرساينده آن، دورنمای خوشی ندارد.با هرمی شدن صنايع كه ناشی از مسئله Co-opetition میباشد، نيروهای فرسايشی خورنده اقتصاد را متلاشی خواهند كرد و بنابراين تعجبی ندارد كه دورههای تجاری رونق و اضمحلال بسيار مخرب ظاهر شدند.

مقصر كيست؟

   ورلدكام از 5 فصل قبل، تقلب در اسناد محاسباتی را آغاز كرد.در اينجا اين پرسش پيش میآيد كه چه كسی مقصر است و بايد مجازات شود. بايد ساختار هرمی شركتها به خوبی شناخته شود و تغييرات بنيادی ايجاد شود.تغييراتی كه در حال آغازند.

 منبع:http://www.beyondvaluesting.com    

 

  

  

 

 

 

 

 

 
 Copyright CCW Magazine