كاولوس لوييس آلوارس(Carlos
Luis Alvarez)، روزنامهنگار معروف اسپانيايی معتقد است:«خبر اتفاق نمیافتد،
بلكه خلق میشود. اگر خبرنگاران نبودند، خبر هم نبود. در اين صورت فقط وقايع وجود
داشتند».
اما برخلاف عقيده «آلوارس»: در عصر اطلاعات و اينترنت، روزنامهنگاران
تنها خلق كنندگان اخبار نيستند. امروزه شبكه جهانی وب شرايطی را فراهم كرده است كه تمام كاربران اينترنت میتوانند
به خلق اخبار بپردازند و با جسارت خاصی قدم در قلمرو روزنامهنگاران حرفهای
بگذارند.
تا پيش از گسترش اينترنت در جهان، واژه روزنامهنگار
به گزارشگران و نويسندگان ورزيدهای اطلاق میشد
كه در سازمانهای ژورناليستی خود و آژانسهای
خبری، انحصار خلق اخبار و اطلاعرسانی را در اختيار داشتند، اما در اواسط آخرين
دهه قرن بيستم، اين مفاهيم چالشهای تازهای
را تجربه كردند. پس از رشد ضريب نفوذ اينترنت در جهان و بروز انقلاب اطلاعاتی، تعاريف تازهای
از نقش اجتماعی رسانههای سنتی و به ويژه روزنامهنگاران
ارائه شد. يكی از پيامدهای مهم اين تحول، درهم شكسته شدن انحصار توليد خبر و اطلاعرسانی
و همچنين تمركز قدرت اطلاعاتی در رسانهای گروهی نظير آژانسهای
خبری، مطبوعات و راديو و تلويزيون بود كه در نهايت به كمرنگ شدن مرزهای رايج بين توليدكنندگان و فرستندگان اطلاعات و اخبار با گيرندگان آنها بود.
اين اتفاق باعث شد تا مخاطبان رسانههای گروهی كه بيش از يك قرن در ارتباطی
يكسويه فقط مصرفكننده محض اطلاعات بودند، با استفاده از ماهيت
تعاملی(interactive) اينترنت، قادر به سهمخواهی از فرايند توليد و انتشار
اخبار باشند.
در حقيقت فراگيری اينترنت، روزنامهنگاری
سنتی را با چالش عميق مواجهكرده و ادامه حيات اين حرفه را با مخاطراتی جدی
همراه كردهاست. چون قلمرو آنها مانند پهنهای
بدون مرز و حصار به جولانگاه توليدكنندگان و انتشاردهندگان اخبار و اطلاعات در
اينترنت مبدل شدهاست.
«كازوئو نومرا»
(Kazuo Namura) جامعهشناس ژاپنی كه ظاهراً اينروزها،
مشغول بررسی و مطالعه برروی موضوع بحثبرانگيز چالش روزنامهنگاری
در عصر اطلاعات است میگويد: «واژه روزنامهنگار،
معمولاً حرفه خاصی را در ذهن ما به تصوير كشيدهاست. اما در عصر اينترنت، بين
توليدكننده و فرستنده خبر با مخاطبان هيچ حد و مرزی وجود ندارد. هر كس میتواند
در زمينه روزنامهنگاری به فعاليت بپردازد و مهارت بالقوه انتقال اطلاعات و
اخبار به ديگران را داشته باشد.»
حق با «نومورا»ست. تسهيل گسترش شيوههای
كار با ابزارهای اطلاعرسانی كه حاصل رشد قارچگونه
تكنولوژی است از يكسو، و كاهش هزينههای سنتی اين كار باعث شده تا بسياری از
كاربران اينترنت با استفاده از امكاناتی نظير شركت در گروههای خبری، پست
الكترونيك، ايجاد سايتهای اطلاعرسانی
و وبلاگ كه به تازگی رواج يافته، نقش قابل توجهی در نقل و انتقال اخبار و اطلاعات ايفا كنند.
شايد در بدو ورود اينترنت و به ويژه امكان وب،
خيلی از روزنامهنگاران و جامعهشناسان
به پيامدهای اين موضوع و اثرات آن بر حرفه روزنامهنگاری توجه چندانی نكرده
بودند. آنها نمیتوانستند تصور كنندكه رقيب جديد ژورناليسم تا اين حد چالشبرانگيز
باشد. پس از ابداع راديو و تلويزيون و گسترش استفاده از آنها در ميان مردم، رسانههای
چاپی يكبار مشابه چنين چالشی را تجربه كردهبودند اما واقعيت اين است كه برغم
اهميت موضوع و ميزان استقبال مخاطبان از رسانههای صوتی و تصويری، مطبوعات چاپی
توانسته بودند جايگاه خود را حفظ كنند. آنها با پركردن خلاءهای موجود در نحوه عمل رسانههای
صوتی و تصويری و نداشتن محدوديتهای مختلف زمانی و مكانی، به راحتی خطر راديو
وتلويزيون را پشت سر گذاشتند، اما حريف جديد يعنی اينترنت، به گونهای وارد
ميدان شد كه راه گريزی برای ژورناليسم سنتی باقی نگذاشت.
روزنامهنگاران
به سرعت به جمع كاربران اينترنت پيوستند و از آن به عنوان مهمترين و اصلیترين
منبع خبری خود استفاده كردند. اين موضوع باعث شد تا آنها بدون توجه به خطرات ناشی از اين منبع تغذيه جديد، بخش قابل توجهی از فرايند دريافت اطلاعات خود را معطوف به آن كنند. از طرفی
آنها میتوانستند برای ارائه تحليلهای
خبری مطلوب با استفاده از اينترنت به تبادل نظر و بحث با ديگران بپردازند كه اين جذابيت حرفهای
نيز وابستگی آنها به رقيب را بيشتر میكرد.
اما، رشد ناگهانی اينترنت به ويژه از سال 1986 تا اواسط 1999 ميلادی كه يك نقطه عطف بهشمار
میآيد، باعث شد تا بسياری از سازمانهای
رسانههای ژورناليستی از اين محيط روبهرشد
برای انتشار اخبار و اطلاعات خود استفاده كنند. شايد آنها به اين نتيجه رسيده بودند كه با فراگيری اينترنت، عمر حرفه ژورناليسم به پايان خواهد رسيد. در نتيجه بهتر بود كه دست به
تجربه اين تحول بزنند. به اين اميد كه، حداقل حضور آنها در دنيای مجازی فراموش نشود.
آيدين وايت دبيركل اتحاديه بينالمللی
روزنامه نگاران میگويد: «بسياری از روزنامهنگاران
به اين عقيده زيركانه مارك تواين كه میگويد: من سخت طرفدار پيشرفتم اما تغيير
را دوستندارم، گرايش نشان دادهاند.
با اين حال پيشرفت سريع اينترنت، خواهناخواه تغييراتی را در اتاق خبر آنها بهوجود
آورده است.»
آنچه مسلم است، روزنامهنگاران، امروز هيچ چارهای
خبر پذيرفتن ناگزير اين واقعيت ندارند، آنها غرق در محيطی شدهاند كه حرفه
مقتدر ژورناليسم را نيز در خود غرق میكند.
حال اين سئوال مهم مطرح میشود كه آيا پذيرفتن اين واقعيت كه روزنامهنگاری
به يك حرفه خارج از رده مبدل خواهدشد و هماكنون نيز تا حدودی چنين شده، از نقش
و اهميت آنها در جامعه میكاهد؟
پاسخ
به اين سئوال، چندان هم آسان نيست. درواقع بستگی مستقيم به نحوه عمل روزنامهنگاران
در برخورد با اين پديده دارد. آنها میتوانند در دنيای اينترنت كه حجم انبوه و
بیحد و حصر اطلاعات موجب سردرگمی مخاطبان و بمباران اطلاعاتی آنها میشود.
نقش بسيار حائز اهميت و تعيين كنندهای داشته باشند. همينطور میتوانند
با بیتوجهی به اين موضوع، به سادگی وبه سرعت، شاهد زوال و نابودی حرفه مؤثر
خود باشند، حرفهای كه به دليل ميزان بالای تأثيرگذاری آن در فرايندهای مختلف
اجتماعی، به عنوان ركن چهارم دموكراسی از آن يادمیشد.