|
مقدمه
صفحهای
تيره، با نوشتههای
سفيد، و طرح و فونت نه چندان جالب، نوشتههايی
كه اوايل بيشتر رنگ و بوی اجتماعی داشت و شايد پاسخی بود به حوادث
روز، ولی حالا بيشتر در حوزه تكنولوژی است. با اين همه، نوشتههايش
عادی نيست و رگههايی
روشن از جديت و استعداد را بروز میدهد.
نخستين وبلاگنويس فارسی است(البته تا جايی
كه میدانيم)،
همين البته برای هر كسی وسوسهكننده
است، ولی او ترجيح میدهد
جريدهروی
كند، در طول اين مدت نيز عموماً خود را از جنجالهای
رايج در فضای «وبلاگستان» كنار كشيده و به آرامی «وبلاگ سلمان» را
نوشته، چون خيلی با تبديل فضای وبلاگ به محيط «گفتوگو»
و «نظرخواهی» موافق نيست، و ايده جالبی دارد: «بايد تمرين كنيم گاهی
فقط بخوانيم يا بشنويم...بدون جوابدادن».
میدانيم
كه سالگرد تولد وبلاگش است، بنابراين با ايميل، او را دعوت به يك گفتوگوی
حضوری میكنيم،
باز تمايل دارد در اتاق سكوت بهسربرد:
«...من ترجيح میدهم
به جای تولد يكسالگی وبلاگم، آبان ماه را به همراه شما دوستان جشن
بگيريم... (كه در آن) صدها نفر به وبلاگنويسی
روی آوردند و شخصيت، اعتقادات و دانش خود را به همگان عرضه كردند...»
البته طبيعی است كه ماهنامه دستبردار
نيست:
«...البته جشن تولد وبلاگهای
فارسی را با همكاری همه(به ويژه شما) در آبان ماه
خواهيم داشت، يعنی زمانی كه وبلاگها
به طور گسترده به راه افتادند، و اين البته منافاتی با مطرح كردن
اولين وبلاگ فارسی (وبلاگ جنابعالی) ندارد، بنابراين لطفاً «شكستهبندی!»
را كنار بگذار و آماده گفتوگو
باش!»
و اوست كه ناچار كوتاه میآيد!
چند روز بعد و در جمعی صميمی، با سلمان جريری به گفتوگو
مینشينيم
و از او میپرسيم.
□ مختصری از
خودت(سن،تحصيلات،شغل،علايق) بگو
• 23 سال دارم. ساكن تهران و دانشجوی ترم
آخر مهندسی كامپيوتر صنعتی شريف هستم. حدود 3 سال پيش در شركت چاپار
رسانه شروع به کار کردم و هم اكنون هم در شركت فن آوری عالی
خاورميانه در بخش سرويسهای
وب ( domain, hosting, e-commerce ) مشغول به کار هستم.
□ چقدر با اينترنت آشنايی و از كی؟ در
اينترنت معمولاً چه ميكنی؟
• از 5 سال پيش يعنی بعد از ورودم به
دانشگاه با اينترنت آشنا شدم و از اون به بعد هر روزه با اون درگير
بودم. البته داشتن اينترنت هميشگی از دانشگاه و محل كارم در اين
آنلاين بودن هرروزه خيلی تاثير داشته. از 3 سال پيش درگير Open
Directory Project شدم. (يك دايركتوری سايتها،
مشابه Yahoo كه توسط ويراستاران داوطلب ويرايش میشه)
عضويت در Open Directory به عنوان مسئول بخش سايتهای ايرانی، ضمن اين
كه مسئوليت سنگينی بود (هر سايتی كه در اونجا اضافه كنيد، در مدت
كوتاهی توسط دهها
موتور جستوجو
ديده میشه)
اما باعث شد تا با جديدترين سايتهای
ايرانی و تحولات اونها
آشنايی پيدا كنم. جالبه كه بدونيد بخش فارسی Open Directory در بهمن
ماه سال 78 يونیكدی
شد و شايد اولين صفحه يونیكد
فارسی در اينترنت بود.
□ كی با پديده وبلاگ آشنا شدی و چگونه؟
و اولين وبلاگ رو كی خوندی؟
• با وبلاگهای
انگليسی از دو سه سال قبل آشنا بودم (وبلاگ kottke شايد اولين اونها
بود ) ولی اون موقع فكر نمیكردم
كه روزی برسه كه من هم درگير نوشتن وبلاگ بشم.
□ چه چيز باعث شد به طور جدی در مورد
وبلاگ نوشتن فكر كنی؟
• يكی اين كه دوست داشتم تعدادی از لينكهای
جالبی كه در طول روز پيدا میكنم
را به بقيه هم معرفی كنم، و ديگری اين كه جايی باشه تا مطالعات و
نظرات خودم در مورد مسائل مختلف روز را مطرح كنم. البته واقعا فكر
نمیكردم
اين پديده وبلاگ اينقدر مطرح بشه.
□ اولين يادداشتت در وبلاگت كی بود؟ و
در باره چه بود؟
• اولين يادداشت در 7 سپتامبر 2001 ( 16
شهريور 1380) نوشته شد كه به طور خلاصه در مورد اين بود كه اين كه
وبلاگ چيست و من قراره چی بنويسم.
□ چرا از سيستمهای
بلاگر استفاده نكردی؟ آيا با آنها آشنا نبودی؟يا مشكل ديگری بود(مثل
مشكل فارسیسازی)؟
• در اون موقع با سيستمهای
بلاگر آشنايی نداشتم و فکر نمیکردم
نوشتن مطالب هر روزه به چيزی بيش از چند صفحه HTML احتياجی داشته
باشه. هر چند قبول دارم كه سيستم فعلی مشكلاتی اساسی مثل نبودن لينك
مجزا برای هر مطلب داره كه سعی میكنم
بر طرفشون كنم.
□ وبلاگها
را به چند نوع كلی تقسيم میكنی؟
• وبلاگها
در Open Directory به دو نوع كلی و كاملا مجزا تقسيم میشوند: يك سری وبلاگهايی
به مفهوم diary و نوشتههای
روزانه شخصی كه در بخش art و Online Writing ليست میشوند.
ديگری Weblogs كه به بررسی ومعرفی سايتها
‚ لينكها
و خبرهای روز مپردازد
و پر از لينك به سايتهای
مختلف است. از لحاظ تكنيكی وبلاگهای
دسته دوم را Weblog مینامند
اما اين تنها يك نوع دستهبندی
است و ممكن شخص ديگری دستهبندی
ديگری داشته باشد.
□ وبلاگ با «سايت شخصی» و «سايت خبری»
چه تفاوتهايی
دارد؟
• به نظر من دوره سايتهای
شخصی يا Homepage هايی كه اكثرا با عكس منظره و گربه پر میشدند
به دليل اون خصلت ثابت و غير ديناميكشون به پايان رسيده و خيلی ها از
وبلاگ به اين منظور استفاده میكنند.
در مورد وبلاگهای
خبری (كه با وارد شدن ژورناليستها
به عرصه وبلاگنويسی
تعدادشون بسيار زياد هم شده) به نظر من تا جايی موفق خواهند بود كه
اون خصلت «شخصیبودن
نوشتهها»
در وبلاگ به چشم بياد. در غير اين صورت نه كاملبودن
يك سايت خبری را دارند و نه جذابيتهای
نوشتههای
شخصی يك وبلاگ را.
□ اين عدم تمايل به مطرح شدن و شلوغ
كردن! ويژگی شخصیات
است يا لازمه وبلاگنويسی؟
• از ابتدا نظر من اين بود كه يك وبلاگنويس
بهتره از روی نوشتهاش
شناخته بشه و بيوگرافی وبلاگنويس
اثری بر نوشتهها
نداشته باشه. (و در مورد شخص من، يكسال
آشنايی با نوشتهها
كافی به نظر میرسيد)
اما در مجموع در مورد بحث و گفتوگو
و comment و اين مسائل نظر خوبی ندارم. ما ايرانیها
بارها و به دلايل مختلف در محيطهای
مجازی مختلفی دور هم جمع شدهايم
اما چيزی كه باعث شده از اونها
بهره كافی نبريم همين بحث و گفتوگو
بوده كه زمينهساز
درگيری شده. (در محيط وبلاگها
هم اين بحث و درگيری را در بين نويسندگان با تجربهتر
داشتيم و ديديم كه با كنارهگيری
آنها از گفتوگو
و بحث، در مجموع محيط مناسبتری
برای يادگيری فراهم شد)
□ وبلاگت اوايل بيشتر اجتماعی بود و
سياسی، و الآن بيشتر در باره تكنولوژی، چرا؟
• شايد به اين دليل بوده كه احساس می
كردم دوره بحثهای
سياسی به اون معنا به پايان رسيده و ما بيشتر احتياج داريم كه از
انقلاب تكنولوژی-ارتباطی كه درگير اون هستيم بيشتر بدونيم. اما چه
اون موقع و چه الان سعی كردهام
هر طوری كه شده (حتی با نوشتههای
شخصی كه ممكنه كسی ازشون چيزی سر در نياره) بر شخصیبودن
اين نوشتهها
و تفاوت وبلاگم با يك سايت سياسی يا علمی تاكيد كنم.
□ آيا نقش اين پديده را در تحولات
اجتماعی قابل توجه میديدی(و
میبينی)؟
• كاملا. هر چند اين موج وبلاگنويسی
(كه كمی هم غيرطبيعی است) فروكش خواهد كرد اما همين وبلاگها
در تحول اجتماعی-ارتباطی پيش روی ما نقش مهمی خواهند داشت.
□ چرا اين طرح قالب تيره را برای
وبلاگت انتخاب كردی؟ اين با يك وبلاگ تكنولوژی بیتناسب
نيست؟با گذشت زمان، تصميم به تغيير آن نداشتی و نداری؟
• قبول دارم كه اين طرح و قالب چيز خاص و
قابل توجهی نداره و قالبهای
بسيار زيباتری وجود داره، اما به هر حال طرحی است كه از روز اول
انتخاب شده و خواننده با اين طرح وبلاگ من و شايد خود من را شناخته و
ترجيح ميدم به اين طرح وفادار بمونم (گرچه حتما در نوع فونت تغييراتی
خواهم داد)
□ مدتی پس از شروع وبلاگ تو، وقتی
راهنمای ساخت وبلاگ فارسی (توسط حسين درخشان) منتشر شد و راه برای
عمومیتر
شدن اين پديده هموار شد، در مورد ميزان و سرعت گسترش آن كسی تصوری
نداشت، تو در آن مقطع چه فكر میكردی؟
• مطمئنا من هم چنين تصوری از گسترش اين
پديده نداشتم. به كمك راهنمای وبلاگنويسی
درخشان، صدها نفر وبلاگنويس
شدند و تعداد صفحات فارسی موجود در اينترنت چندين برابر شد. مطمئنا
سالگرد نوشتن اين راهنمای فارسی در 14 آبان روز مهمی خواهد بود.
□ علت رشد سريع اين پديده را چه میدانی؟
آينده آن را چگونه میبينی؟
• مطمئنا عوامل كلی مثل جذابيتهای
نوشتن و منتشر كردن سريع، علاقه به مطرح شدن ‚ صحبت از محدوديتها
و مسائل ممنوعه و ... در اين رشد سريع موثر بودهاند.
اما يك نكته مهم را در مورد رشد وبلاگهای
فارسی و آينده آنها نبايد ناديده گرفت: در غرب ابتدا «سايتهای»
مطرح در همه زمينهها
وجود داشت و بعد از اون «وبلاگها»
مطرح شدند، اما در مورد ما قضيه بر عكس بوده و سايتهای
فارسی مطرح و خوب، انگشتشمار
هستند. گسترش سايتهای
خوب فارسی میتونه
اين تبوتاب
بلاگنويسی
را كم كنه.
□ و صحبت پايانی؟
• دوست دارم از دو نفر به طور ويژه تشکر
کنم، يکی دوست خوبی که در طول يکسال
گذشته همواره از همراهی و نظراتش استفاده کردم و حضورش در جایجای
وبلاگ هم ديده میشه
و ديگری دوستم عليرضا که همونطور که قبلا هم گفتهام
خيلی از آموختههای
اينترنتيم رو مديون او هستم.
* برای خواندن وبلاگ سلمان به نشانی زير برويد:
http://www.globalpersian.com/salman/weblog.html
|